۱۳۹۳ پنج شنبه ۲۸ اسفند  - 2015 3 Thursday
آرشیو خبر آمار بازدید: 789 کد مطلب: 1355  

گفتگو با داماد آیت الله العظمی ملکوتی

۱۳۹۳ پنج شنبه ۱۱ ارديبهشت ساعت 09:55




به گزارش آناج، بمناسبت رحلت حضرت آیت الله ملکوتی، داماد آنمرحوم حجه الاسلام والمسلمین عباس زاده پیرامون شخصیت فردی،علمی و سیاسی ایشان، گفته هایی را در جمع اصحاب رسانه بیان کردند که شنیدنشان خالی از لطف نیست:

آیت الله ملکوتی(ره) داشتن را فخر میدانست اما دلبسته شدن را ننگ 

حضرت آیت الله ملکوتی(ره) از نعمت های دنیا خوب استفاده میکرد، زاهد بود اما تظاهر به زهد نداشت،لباس خوب میپوشید،عمامه ی خوب به سر میگذاشت،نعلین خوب تهیه میکرد، در هنگام خرید رادیو، خوبش را میخرید، از عطر خوب و خوشبو استفاده میکرد، در کل بهره ی کمی از دنیا نمیخواست. اما در عین حال کوچکترین دلبستگی به دنیا هم نداشت. در حقیقت داشتن را فخر میدانست اما دلبسته شدن را ننگ. همان چیزی که اگر به جوان ها تزریق کنیم، کشورمان آباد میشود. تقوای مثبت را میپسندید اما از تقوای منفی بیزار بود. مفهوم زندگانی ایشان این بود که اگر داشته باشی و دلبسته نباشی هنر کردی. و الا اگر سستی کنی و نداشته باشی که هنر نیست! یعنی باید در متن جامعه باشی و دینت را حفظ کنی.

 

ایشان فقط به تشخیص خود عمل میکردند

یکی از خصوصیات مهمی که من در زندگی این عالم بزرگوار دیدم این بود که نه سفارش کن بود نه سفارش پذیر. هرگز کسی را به ناحق و یا به دلایل واهی به کس دیگری سفارش نمیکرد. توصیه ها و سفارشاتش فقط برای زمانی بود که احقاق حقی صورت بگیرد ولاغیر. سفارش پذیر هم نبود که کسی بخواهد کس دیگری را برای ایشان سفارش بکند. ایشان فقط به تشخیص خودشان عمل میکردند. اهل زد و بند و قرار و مدار و بده بستان نبود. در دنیا بود اما با دنیا نبود. هیچگاه یادم نمیرود، روزی کسی برای آیت الله ملکوتی مال امام آورد، ایشان هم تحویل گرفته و قبضی را برای مراجعه کننده دادند. بعد از مدت کوتاهی به خاطرشان آمد که مراجعه کننده در میانه رستورانی دارد و مدتی قبل، برای کار اداریش از من سفارشی برای یکی از مدیران خواسته بود. فورا آن شخص را خواسته و مبلغ را به او بازگرداند و گفتند: من برای تو هیچ سفارشی به کسی نخواهم داد، حالا یا پول را میخواهی بده نمیخواهی نده!.

امام به من گفت مسجد را مسجد کنید

حضرت آیت الله ملکوتی(ره) خصوصیات متعدد و بارزی داشتند که مجالی برای بازگفتن این مطالب نیست. اما حاج آقا خدمات متعددی به شهر تبریز و آذربایجان انجام دادند که یکی از نمونه هاشان همین تاسیس و بنیاد خیریه ی مصلی امام خمینی است. همه میدانند که در زمان شهیدان قاضی و مدنی، نماز جمعه تبریز در راه آهن تبریز برپا بود که در مواقع نامساعد جوی، این کنگره عظیم به مسجد جامع تبریز و طالبیه منتقل میشد. حضرت آیت الله بعد از ورودشان به تبریز، نوک انگشتشان به طرف ارک تبریز رفت، و مدعی شدند که اینجا مسجد علیشاه است. بعدا خدمت حضرت امام مشرف شده و نظر ایشان را برای بازآوری جویا شدند. حضرت امام در پاسخ به نظر حاج آقا گفتند: من زمانی به تبریز آمده و به بالای ارک رفتم. آری آنجا مسجد بوده و شما مسجد را مسجد کنید. حضرت آیت الله هم پس از بازگشت به تبریز تحقیقات فراوانی پیرامون تاریخ ارک انجام دادند و تحولات و اتفاقاتی که در چند قرن اخیر، برای ارک بوجود آمده را از لابلای تاریخ سفرنامه ها و خاطرات بیرون کشیده و دوجلد کتاب تحت عنوان مسجد،مسجد شد، منتشر کردند. و در جواب بنده که علت انتخاب این نام برای کتاب را جویا شدم، فرمودند: خواستم پاسخ درخواست امام را بدهم که گفته بود مسجد را مسجد کنید. البته بعدها بنده چندبار پیشنهاد تجدید چاپ با عنوان دیگری را از ایشان خواستم. حاج آقا هم با تاکید بر محفوظ ماندن شان نزول کتاب، با درخواست بنده مخالفت کردند. هرچند که مصلی به دست با کفایت حضرت آیت الله مجتهد شبستری افتتاح شد و یکی از مصلی های بزرگ کشور محسوب میشود، اما تمام سرمایه های صرف شده در این طرح بزرگ، اکثرا با هدایت های حضرت آیت الله ملکوتی انجام پذیرفته است. و در آخرسر هم امام جمعه محترم تبریز، نظر و آرزوی مرحوم آیت الله ملکوتی(ره) را برآورده کرده و یکی از آثار ماندگار ایشان را به عرصه ی عمل آوردند.


من نماینده امام در همه ی آذربایجان ها هستم

نکته ی دوم خصوصیات ایشان در دوران دفاع مقدس، اهمیت دادن به مسئله ی جنگ میباشد. اولا خودشان دائما در جبهه ها حضور یافته، سخنرانی میکردند. پذیرش جنازه شهدا، اقامه نماز، حضور در منازل خانواده شهدا برای تسلی خاطر بازماندگان و دلجویی از پدران و مادران شهیدان، هماهنگی و پشتیبانی مادی و معنوی جبهه هاو بکارگیری ارگان های مختلف در جنگ، همگی در هدایت جنگ از نقطه آذربایجان نقش بسزایی داشتند.  یک روز بعد از جنگ و بعد از استقرار جمهوری آذربایجان، به مزاح به بنده گفتند: امام علم غیب داشت، و در حکم من تعیین نکرده بود که مال آذربایجان شرقی هستم یا غربی یا شمالی؟ امام به من فقط گفته بودند: تو نماینده من در آذربایجانی. فلذا من نماینده امام در همه آذربایجان ها هستم.

هیچکس نگفت من طلبه ی ملکوتیم

از خدمات دیگر ایشان، تشکیل شورای حوزه های علمیه بود. در آن زمان هر مدرسه یک مدیریت با سلایق متفاوت و امکانات مختلف داشت. لذا ایشان با تاسیس دو شورا از آیات عظام و علمای متوسط شهر،گام مهمی برای برابری امکانات و تربیت و مدیریت واحد حوزه ها برداشتند. من در دوران ایشان هیچگاه ندیدم که کسی بگوید: من طلبه ملکوتیم! یعنی دغدغه ایشان این بود که همه طلبه ی امام زمان باشد. طلبه ی نظام جمهوری اسلامی باشد.


نام :
پست الکترونیکی :
نظر شما :