۱۳۹۴ سه شنبه ۸ ارديبهشت  - 2015 4 Tuesday
آرشیو خبر آمار بازدید: 710 کد مطلب: 1570  

یادداشتی در مورد ابلاغ سیاست های کلی علم و فناوری

۱۳۹۳ سه شنبه ۱ مهر ساعت 16:32





*سعید یوسفی کارشناس ارشد حقوق بین الملل

اقتصاد دانش محور هم تکلیف و هم ضرورت است حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در اجرای بند یک اصل 110 قانون اساسی، سیاست‌های کلی «علم و فناوری» را که پس از مشورت با مجمع تشخیص مصلحت نظام تعیین شده است، ابلاغ کردند. جهاد مستمر علمی با هدف كسب مرجعیت علمی و فناوری در جهان با تأكید بر تولید علم و توسعه نوآوری و نظریه‌پردازی ،ارتقای جایگاه جهانی کشور در علم و فناوری و تبدیل ایران به قطب علمی و فناوری جهان اسلام و توسعه علوم پایه و تحقیقات بنیادی مورد تاکید است. تحول و ارتقای علوم انسانی به‌ویژه تعمیق شناخت معارف دینی و مبانی انقلاب اسلامی با: تقویت جایگاه و منزلت این علوم، جذب افراد مستعد و باانگیزه، اصلاح و بازنگری در متون، برنامه‌ها و روش‌های آموزشی و ارتقای کمی و كیفی مراكز و فعالیت‌های پژوهشی مربوط هم باید تحقق یابد. دستیابی به علوم و فناوری‌های پیشرفته با سیاستگذاری و برنامه‌ریزی ویژه و بهینه‌سازی عملكرد و ساختار نظام آموزشی و تحقیقاتی کشور به منظور دستیابی به اهداف سند چشم‌انداز و شكوفایی علمی با تأ‌كید بر مدیریت دانش و پژوهش و انسجام‌بخشی در سیاستگذاری، برنامه‌ریزی و نظارت راهبردی در حوزه علم و فناوری و ارتقای مستمر شاخص‌ها و روزآمدسازی نقشه جامع علمی کشور با توجه به تحولات علمی و فنی در منطقه و جهان باید مورد توجه مدیران و تصمیم سازان باشد. بنابراین تحقق اقتصاد دانش بنیان جوهره این تلاش ها را تشکیل می دهد که در مسیر اقتصاد مقاومتی قرار دارد. شاخص نوین پیشرفت ؛ تولید و تجاری سازی علم و دانش اقتصاد دنیای امروز بر پایه نواوری ، خلاقیت و استفاده از دانش به ویژه دانش اطلاعات و ارتباطات استوار است و چنین اقتصادی را اقتصاد مبتنی بر دانش یا اقتصاد دانش محور می گویند. پیشرو بودن اقتصادهای دانش محور و گرفتار شدن اقتصادهای سنتی در سازوكارهای تولیدی غیربهینه ، امری بدیهی محسوب می شود و از ویژگی های اقتصاد سنتی می توان به آسیب پذیری بالای ان در برابر شرایط منفی محیط بین المللی مانند تحریم اشاره کرد. به همین خاطر دانش بنیان شدن اقتصاد به افزایش مقاومت آن کمک خواهدکرد و از مختصات پایدار اقتصاد مقاومتی این است که باید همواره به دانش و تجاری و اقتصادی کردن آن توجه ویژه نمود. پایان ناپذیری و زاینده بودن دانش از مدت ها پیش آغاز شده است و نقش تعیین کننده ای در شكل گیری آینده ملتها دارد و تمدن اقتصادی اینده را تشکیل می دهد و در برخی کشورها و سازمان ها نهادنیه شده است. كشورهای پیشرفته تلاش می کنند دانش و اطلاعات را نزد خود به عنوان سرمایه نگاه دارند و آنچه را با دست و مواد انجام می شود به دیگران واگذار می کنند که مبارزه با دانش هسته ای صلح آمیز ایران از همین گونه رفتارهاست و الا غربی ها به خوبی اطمینان دارند که ایران هرگز به دنبال سلاح هسته ای نبوده است و نخواهد بود. دانش ، ثروت و وسیله حفظ ثروت و تكثیر آن محسوب می شود و خواهد شد، حداقل تا جایی از چشم انداز موافق زندگی بشر كه فعلا قابل رؤیت است. امروز اقتصاد دانش محور دیگر اقتصاد لوکس و تشریفاتی نیست بلکه جزو رکن های راهبر و پایدار نظام های اقتصادی است و جوهره سند چشم انداز بیست ساله جمهوری اسلامی ایران هم محسوب می شود. پذیرش اقتصاد دانش محور ، هسته تحول اقتصاد بسیار طولانی است و از اصطلاحات قدیمی علم اقتصاد محسوب نمی شود. درمورد آنچه دانش می تواند به اقتصاد عرضه كند و اثری که تركیب آنها بر همه شئون مردمان و كشورها می گذارد. در دوره قبل از قرن هجدهم انقلاب كشاورزی به وقوع پیوست و نسل تازه از اقتصاد شکل گرفت. در این اقتصادها ؛ نیروی پیشران، نیروی کار و اندازه اقتصاد كوچك و منبع ایجاد ثروت ، زمین بود. در اقتصاد مبتنی بر انقلاب صنعتی هم نیروی پیشران موتور بخار است ، اندازه اقتصاد بزرگ تر شد و به شكل اقتصادهای منطقه ای درآمد. در این دوره منبع ایجاد ثروت علاوه بر زمین، منابع طبیعی، ذغال سنگ و... است و منابع انسانی تا حدودی تخصص دارد و آموزش دیده است. دوره سوم شامل اواخر قرن نوزدهم و قرن بیستم است كه دومین انقلاب صنعتی شكل گرفت. در این دوره نیروی پیشران، موتور الكترونیكی است، اقتصادهای منطقه ای- بین المللی شكل گرفت و منبع ایجاد ثروت انرژی (نفت) شد.بنابراین نیروی انسانی برای فعالیت بیشتر از فكر خود استفاده می کند تا قدرت دست. اما دوره آخر شامل اواخر قرن بیستم و قرن بیست ویكم كه در آن قرار داریم، سومین انقلاب شکل گرفت و روندی پیوسته از فناوری ارتباطات و اطلاعات دارد که انقلاب فناوری اطلاعات نام دارد و امروزه كه هركس اطلاعات بیشتری دارد، قدرت "اطلاعات" پیشران است. اندازه اقتصاد ، جهانی شده و منبع ایجادثروت، دانش است و رقابت و کیفیت هم جهانی است. منبع ایجاد ثروت در این دوره ها از زمین به منابع طبیعی، انرژی و دانش تغییر شكل می دهد و منابع انسانی هم به نیروهای دانشی تبدیل می شود. تحریم های اقتصادی غربی ها هم ثابت کرد که رویکردهای دیرین یعنی برنامه های اول تا پنجم به تنهایی جوابگو نبوده است و باید متحول شود تا اثربخشی آن بیشتر شود. نباید با یک تحریم ، نظم در بازرهای اقتصادی پول و کالا به هم بریزد و حتی در تامین نیازهای اساسی و نهاده های دامی هم مشکل داشته باشیم در حالی که مزیت اقتصادی ما در حوزه کشاورزی است. امروزه كشوری در اقتصاد دنیا قدرتمندتر است كه توانایی تولید دانش بیشتر، اكتساب دانش بیشتر و به كارگیری دانش بیشتر را داشته باشد. در اقتصاد دانایی محور، تولید و بهره برداری از دانش در قسمت بزرگی از رشد اقتصاد و تولید ثروت سهیم می شود. البته عوامل سنتی تولید نیز مهم است اما دانش عامل اساسی رشد، ایجاد ارزش جدید و تدارک پایه ای برای موفقیت در عرصه رقابت است. هسته اصلی اقتصاد دانایی محور ، نیروی انسانی است و دانشگاه های نقش برتر دارد. * پژوهش و اقتصاد دانش محور تحقیق و پژوهش ماده اولیه و زیربنایی برای ایجاد اقتصاد دانش محور است که اثربخشی زیادی در بخش های تولیدی ، صنعتی ، فناوری و توزیعی و برنامه ریزی دارد و شاخص زنده بودن و پویایی و هوشمندی نظام های اقتصادی است. پژوهش و تولید دانش برای کشوری که در افق چشم انداز خود جایگاه یك كشور پیشرفته و برتر در منطقه را قرار داده است، از اولویت ها به شمار می رود و دستیابی به اقتصاد دانش محور و تجاری سازی نتایج تحقیق و دانش یکی از راه های لازم برای نیل به این جایگاه است. برترین شاخص توسعه یافتگی امروزه به نظم تولیدی پژوهش محور اختصاص دارد و نسل های نوین و تازه نظام اقتصادی متناسب با میزان ثروت دانایی محور تبیین می شود. کشور توسعه یافته كشوری است كه درصد بیشتری بر موجودی دانش دنیا بیفزاید و مقدار بیشتری از دانش تولید شده را در قالب فناوری های نوین و مدرن، در صحنه تولید عملیاتی کند. اگر اقتصادمان به سمت دانش محوری حركت نكند، به طورقطع از حركت به سمت توسعه در دنیا، عقب خواهیم ماند. خوشبختانه در سال‌های پس از انقلاب، دولت و مسئولان تلاش فراوانی را برای افزایش روحیه اعتماد به نفس و خودباوری و تحقق شعار «ما می توانیم» انجام داده اند و تا حد توان تسهیلات و مزایای مالی برای تشویق بخش غیردولتی برای همگرایی با واحدهای پژوهشی کشور فراهم شده است. اما به نظر می‌رسد این اقدامات به صورت یکپارچه و مداوم اجرا نشده و فاقد تاثیر لازم بوده است. با این وجود برخی معتقدند با توجه به اینکه در اقتصاد ایران، وزنه دولت سنگین‌تر از بخش غیردولتی است تکیه بیش از حد به بودجه‌های پژوهشی دولتی اجتناب ناپذیر است. در حال حاضر اعتبار تخصیص یافته برای بخش پژوهشی کشور كمتر از یك درصد است ؛ در حالی که در کشورهای توسعه یافته تا چند برابر این نسبت هم می رسد. یکی از مشکلات اساسی ؛ فقر باور عمومی در مورد توان پژوهشی دانش‌آموختگان و دانشجویان مراکز آموزش عالی است. همه چشم‌ها به سمت جیب دولت و بودجه‌های پژوهشی دولتی است تا از طریق بودجه‌های دولتی سهم پژوهش از تولید ناخالص ملی افزایش یابد. بخش غیردولتی کشور نیز ترجیح می‌دهد نیازهای خود را از طریق واردات و پرداخت هزینه پشتیبانی به شرکت‌های خارجی تأمین کند. بسیاری از منتقدان وضعیت پژوهش کشور بیان می‌کنند از همین بودجه‌های هر چند اندک پژوهشی نیز به درستی استفاده نمی‌شود. در موارد متعددی دستگاه‌ها تنها با هدف هزینه کردن بودجه و عدم بازگشت اعتبارات به خزانه، طرح‌های پژوهشی را با عجله و بدون طراحی دقیق تهیه یا طرح‌ها را به صورت تکراری اجرا می‌کنند. بدین ترتیب همین میزان بودجه پژوهشی نیز کارآیی و برآیند مطلوبی ندارد. در اقتصاد سنتی پایه و «Traditional Economy» منبع رشد اقتصادی، منابع طبیعی و فیزیكی یا به عبارتی منابع محسوس هستند، اما در اقتصاد نوین كه اقتصاد دانش محور نمادی از آن است، منبع رشد اقتصادی تولید، توزیع و كاربرد دانش است و دانش و دستاوردهای تحقیق و پژوهش در زمره منابع غیرمحسوس قرار می گیرد. در اقتصاد سنتی هر كشوری که دارای منابع طبیعی و زمین بیشتری است، پیشرفته تر است و برعكس هر كشوری که منابع طبیعی و زمین كمتری دارد، عقب افتاده تر تلقی می شود. در اقتصاد نوین، شكاف دانش و توان پژوهشی یا تولید دانش مطرح است نه شكاف منابع. توسعه یافتگی و توسعه نیافتگی کشورها به سطح برخورداری آنها از دانش ارتباط دارد و هر كشوری که تولید، توزیع و كاربرد دانش بیشتری داشته باشد ، توسعه یافته محسوب می شود. برای توسعه اقتصاد دانش محور باید نظام اقتصادی و انگیزشی بالا و مناسب ایجاد کنیم و انگیزه لازم برای فعالیت و تولید دانش و نیز توزیع و كاربرد دانش وجود داشته باشد. برای رسیدن به اقتصاد دانش محور، داشتن نیروی انسانی ماهر نیاز است. در توسعه فعالیت های پژوهشی هم مهم ترین اصل، تخصیص بهینه منابع است. باید به سه پرسش پاسخ دهیم: چه چیزی را، چگونه و برای چه كسی باید تحقیق وتولید كنیم؟ وقتی یك كشور دارای اقتصاد دانش محور قوی است، به معنای آن است كه می تواند از موجودی دانش دنیا به خوبی استفاده كند و به این ترتیب از منابع خود نیز به بهترین شكل ممكن استفاده كرده است. اگر فاصله تحقیق و پژوهش و دانش با محیط های صنعتی و تولیدی نوین حذف شود ، امكان اینكه به موجودی دانش دنیا بیفزاید و از موجودی دانش دنیا به شكل بهتری استفاده كند، فراهم خواهد شد. داشتن یك نظام نوآوری و ابداع پویا و كارا متشكل از بنگاه ها، مراكز پژوهشی و دانشگاه ها به منظور دستیابی به دانش جهانی و تطبیق آن با نیازهای محلی و خلق فناوری های نوین هم ضروری است . در دانشگاه ها ابتدا ابداع و اختراع شكل می گیرد و در مرحله بعد این ابداعات و اختراعات تجاری سازی می شود. یك كشور ممكن است ابداعات و اختراعات بسیاری داشته باشد، اما اگر آنها را در عرصه تولید و فعالیتهای اقتصادی مورد استفاده قرار ندهد، منفعتی ایجاد نمی کند. نیاز دیگر ، برخورداری از زیرساخت های اطلاعاتی پویا شامل زیرساخت های تسهیل كننده ارتباطات، انتشار و پردازش اطلاعات- یا داشتن یك محیط مناسب است. امروز اقتصاد دانش محور دیگر اقتصاد لوکس و تشریفاتی نیست بلکه جزو رکن های راهبر و پایدار نظام های اقتصادی است و جوهره سند چشم انداز بیست ساله جمهوری اسلامی ایران هم محسوب می شود. "ناب ترین" منبع رشد را در این مسیر ، تحقیق و پژوهش تشکیل می دهد به شرط اینکه با حذف فاصله زمانی و مکانی تحقیق با بسترهای اجرایی بلافاصله به ارتقای بهره وری منجر شود. کاربردی کردن و تجاری سازی نتایج و یافته های پژوهشی باعث افزایش هوشمندی رقابت می شود. اقتصاد ایران هم برای تثبیت نقش تمدن سازی نوین خود در جهان و احیای همه مزیت های نسبی و مطلق اقتصادی خود نیاز دارد که نهضت توسعه اقتصادی دانش محور را به فرایندی پایدار تبدیل کند.


اصلاني : درود بر اقاي يوسفي جوان فرهيخته سرابي که مايه مباهات ما سرابي هااست
نظر شما
نام :
پست الکترونیکی :
نظر شما :