۱۳۹۵ چهارشنبه ۱۸ فروردين  - 2016 4 Wednesday
آرشیو خبر آمار بازدید: 2078 کد مطلب: 1740  

نظام بودجه نویسی /سعید یوسفی

۱۳۹۳ يکشنبه ۵ بهمن ساعت 16:28



*سعید یوسفی
نظام بودجه ریزی ایران تجارب انباشته چندین دهه را دارد و با همراهی برنامه های توسعه پنجساله تاکنون مراحل پیشرفته ای را نیز گذرانده است. اقتصاد ایران با درامدهای نفتی و طرح های توسعه کشور با بودجه های دولتی همراهی دیرینی دارند و تقریبا تجربه بیش از یکصد سال نشان می دهد هیچ طرح عمرانی یا توسعه ای در کشور نبوده است که بی نیاز از بودجه دولتی، وارد مراحل اجرایی شود. خوشبختانه در سال های اخیر تلاش های زیادی برای بهینه سازی نظام برنامه ریزی بودجه ای کشور صورت گرفته و البته همه ان در جهت هزینه بهتر منابع بودجه ای است و تقریبا کمتر طرح و برنامه ای پیدا می شود که بی نیاز از بودجه سالانه دولت باشد. رویکرد نوین هم عملیاتی کردن بودجه سالانه است و این روند هم با عملیاتی کردن بودجه سالانه 1385 اغاز شده و همچنان در ابتدای راه است. اما روند برعکس این وضعیت هم وجود دارد و ان بودجه زدایی از طرح های توسعه ای کشور است. مفهوم (( بودجه زدایی)) این است که بخشی مهمی از طرح های توسعه از محل ارزش افزوده خود بتواند به حیات مالی و اجرایی ادامه دهد و منابع بودجه ای فقط به انها در تحقق سریع تر اهداف کمک کند و اجرای این طرح ها به محدوده بودجه دولتی ، محصور نشود. برای نمونه می توان اداره بخش هایی از دستگاه های اجرایی را که فعالیت ها و خدمات نقدی را به مردم می دهند بدون دریافت بودجه مستقیم از دولت انجام داد و از مشارکت مردمی متناسب با رضایت انها انجام داد و خدمات بهتری هم به مردم ارائه داد مانند طرح های عمرانی نیمه تمام. ایا این طرح ها با منابعی غیر از بودجه دولتی قابل اجرا نیستند ؟ بی تردید می توان با دیگر منابع مالی مانند فروش اوراق مشارکت مردمی ، فاینانس خارجی یا استقراض در بخش خصوصی هم انها را اجرا و به مردم واگذار کرد. لازم نیست برای تکمیل این قبیل طرح ها منتظر بودجه دولت باشیم که در صورت نرسیدن این منابع هم ، معطل بماند نظیر طرح هایی که چندین دهه روی زمین مانده و تاریخ مصرف اقتصادی انها نیز تمام شده است. بررسی خیلی از طرح های نیمه تمام و طرح های جدید مانند سدسازی ، نیروگاه سازی، بانکداری و برخی خدمات اجتماعی انتفاعی( دریافت همه یا بخشی از هزینه از مشتریان و ارباب رجوع) نشان می دهد به راحتی می توان همه انها را با همکاری مالی و غیرمالی مردم اجرا کرد و بهره برداری از انها را هم واگذار کرد. اما متاسفانه پدیده دولت عیال وار و معتاد به بودجه های زبان بسته دولتی، باعث شده است بودجه سالانه به عاملی محدود کننده در اجرای طرح های توسعه ای و عمرانی و اقتصادی تبدیل شود و حداکثر توان توسعه کشور به محدوده ظرفیت بودجه مربوط می شود. اما اگر دولت مخارج عمومی را به خوبی مدیریت کند و مخارج عمرانی را غیر بودجه ای کند، بودجه های تخصیص یافته هم نظارت و طبق دستورالعمل هزینه شود به راحتی می توان به سمت راهبرد بودجه زدایی از طرح های عمرانی حرکت کرد و منابع بودجه را هم به عنوان پشتوانه توسعه بازارهای اقتصادی مدیریت کرد. اقتصاد کشورمان باید با تکیه بر تلاش و كار و بهره وری اداره شود و هزینه های دولت از طریق مالیات و عوارض و بهبود خدمات مولد ، تامین و از انضباط مالی بیشتری برخوردار شود. از طرف دیگر هر گونه تخصیص بودجه باید مبتنی بر عملکرد یا مدیریت مبتنی بر هدف ، صورت گیرد. اما در نظام كنونی بودجه ریزی هنوز نهادهای دولتی با استفاده از منابع عمومی ،خدماتی را ارایه می کنند و در مورد کارایی ان سوال نمی شوند چون هدف انها معمولا هزینه منابع بودجه ای است و هیچ دغدغه دیگری ندارند. با توجه به ساختار و اجزای مختلف بودجه سالانه ، مشاهده می شود که بخش های مهمی از ان را می توان از این سند خارج کرد و به صورت غیر بودجه ای اجرا و به مردم یا بهره برداران واگذار کرد. اگر قرار است طرحی با بودجه دولت و با حداقل کارایی اجرا و سپس به مردم و بخش های غیردولتی واگذار شود ، ایا بهتر نیست ان را از ابتدا بدون بودجه سالانه دولتی تعریف و با مشارکت مردم اجرا کنیم که هم سرعت اجرایی ان بیشتر می شود و هم سبد طرح های نیمه تمام اقتصادی ملی خالی می شود. این رویکرد همان بودجه زدایی از طرح های توسعه کشور است.


مهدی مستفید : جناب یوسفی کاش در مورد جمله "رویکرد نوین هم عملیاتی کردن بودجه سالانه است و این روند هم با عملیاتی کردن بودجه سالانه 1385 اغاز شده و همچنان در ابتدای راه است." بیشتر توضیح می دادند. به نظر می رسد تعارض بین دولت و مجلس به عنوان دو رکن تعیین بودجه که به تاخیر تصویب آن تا سه ماه دوم سال منجر می شد از ثمرات عملیاتی کردن بودجه باشد. حذف سازمان برنامه و بودجه هم در دوره مذکور انکار و حذف تجارب قریب 100 ساله کشور در امر بودجه نویسی بود که به آن اشاره نمودید. اما در خصوص وابستگی توسعه به بودجه دولتی و وابستگی بودجه به درآمد های نفتی بحث زیاد است . لازم به ذکر است در بودجه 94 فروش اوراق قرضه پیش بینی شده است ولی غالب اقتصاددانان در تحقق آن تردید دارند.زیرا در شرایط رکود اقتصادی موجود که شاید این هم از ثمرات عملیاتی کردن بودجه در بازه مذکور باشد بخش خصوصی توان لازم را برای سرمایه گذاری ندارد.خصوصی سازی و واگذاری طرحها ی مورد اشاره به بخش خصوصی نیازمند سازوکاری است که نحوه سرمایه گذاری و بازگشت سرمایه و سود را مشخص سازد. مثال ملموس برای خوانندگان این است که اگر دولت طرح تعریض جاده ها را به بخش خصوصی واگذار و یا با اوراق قرضه آن را انجام دهد باز پرداخت اصل و سود سرمایه چگونه ممکن خواهد بود؟؟؟ بسیاری از طرحهای موجود در بودجه دولت درآمد زایی ندارند بلکه اموری زیر ساختی و حاکمیتی هستند.
نظر شما
نام :
پست الکترونیکی :
نظر شما :