۱۳۹۵ چهارشنبه ۱۸ فروردين  - 2016 4 Wednesday
آرشیو خبر آمار بازدید: 3149 کد مطلب: 924  

نظر اقای پیرانی در مورد انتخاب شهردار و دهیار +نقد عزت شادی به این مطلب

۱۳۹۲ شنبه ۱۶ شهريور ساعت 06:18

كاربر سراب فردا؛جواد پیرانی:روز 12 شهریور آغاز به کار و شروع فعالیت رسمی شوراهای اسلامی دوره ی چهارم شهرو روستا در سراسر کشور بود. نمایندگان مردم در شوراهای اسلامی شهرو روستادراین روز مراسم تحلیف به جا آوردند و پس از آن در خیلی از شهرها و روستاها رئیس شورای اسلامی از بین اعضاء انتخاب شد. در برخی از شهرها از جمله در شهر تهران رئیس شورای اسلامی شهر صندلی خود را به رئیس جدید داد تا دیگران هم در مدیریت شهری سهم بیشتری داشته باشند. در شهر ما سراب هم اعضای محترم شورای اسلامی شهر جناب آقای کرامتی را به ریاست شورا برگزیدند تا از تجربیات دوره قبل ایشان در این مسئولیت بیشتر استفاده شود . یکی از اختیارات شوراهای اسلامی شهرو روستا انتخاب دهیار و یا شهردار لایق است. دهیار و شهردار منتخب باید دیندار،امانتدار،خوش برخورد،قانونمدار،مدیرو مدبر،خدمتگذار و آشنا به قوانین اداره روستا و شهر باشد از مشورت با مهندسان و متخصصان عمران وشهرسازی خود را بی نیاز نداند. جذب سرمایه و ایجاد بسترهای مناسب برای کسب درامد و اخذ عوارض قانونی از شهروندان برای توسعه و عمران روستاها و شهرها از وظایف مهم دهیاران و شهرداران است. شهرستان سراب اعم از روستاها و شهرهای آن از مناطق توسعه نیافته کشورمان است که یکی از علل توسعه نیافتگی می تواند عدم توانایی در جذب بودجه و سرمایه و یا هزینه نادرست بودجه و درامدها باشد. پرداخت عوارض و یا کمک و مساعدت شهروندان به دهیاری ها و شهرداری ها باید یک وظیفه شهروندی معرفی و این فرهنگ تقویت شود. در دین مبین اسلام به دوست داشتن وطن و زادگاه توصیه شده است،احساس وطن دوستی ،مشارکت، آبادانی و رفاه عمومی را به همراه خواهد داشت.

عزت اله شادی : باسلام و عرض ادب،جناب آقای پیرانی متاسفانه نظر جنابعالی بر ابهامات افزوده و معلوم نیست که دقیقا نظر شما در مورد یک شهردار لایق و شایسته چیست؟شما برای شهردار 9 متغیر یا شاخص با عناوین "دیندار،امانتدار،خوش برخورد،قانونمدار،مدیرو مدبر،خدمتگذار و آشنا به قوانین اداره روستا و شهر باشد از مشورت با مهندسان و متخصصان عمران وشهرسازی خود را بی نیاز نداند"ذکر فرمودید.هیچ کدام از این شاخص ها قابل سنجش و ارزیابی دقیق و علمی و قابل مقایسه با دیگران نیست.همه یک سری عناوین کلیشه ای مبهم وغیر قابل اندازه گیری می باشند.این گناه شما نیست بلکه جزء فرهنگ اجتماعی ما شده و متاسفانه همه کارکردهای اجتماعی راتحت الشعاع خود قرار داده و موجب ناکارامدی سیستم های اداری و مدیریتی کشور شده است.شایسته است مطالعه کنیم و ببینیم در کشورهای پیشرفته یک شهردار کارامد باید چه خصوصیات و تخصص های را باید داشته باشد.امور مربوط به یک شهر از معماری،مهندسی،کشاورزی،مدیریت،فرهنگ،سیاست،ترافیک و شاید صدهامورد دیگر تشکیل می شود.آیا یک نفر می تواند صاحب این همه تخصص باشد؟عقلا که ممکن نیست.پس راه حل یا راه کار چیست؟به نظر می رسد راه کار در تشکل های اجتماعی و نهادهای مردم نهاد باشد که با پشتیبانی خود فردی را به عنوان شهردار یک شهر معرفی نمایند که هم حامی و هدایت کننده باشند و هم این فرد جزء انسان های فرهیخته و متخصص باشد.شهردار هر کسی باشد اگردر حرفه خود واقعا متخصص باشد آنگاه متعهد هم خواهد بود و اگر متعهد باشد می توان گفت که یک انسان اخلاق مدار و با ایمان هم است.پس به نظر می رسد اگر از بین کاندیداهای متخصص ،متصص ترین آنها انتخاب شود،نتیجه در بلند مدت به نفع شهرستان خواهد بود.زیرا یک فرد متخصص واقعی در هر رشته ای که باشد،با پوست و گوشت خود احساس می کند که هنوز در رشته خود نادان است و چنین فردی هر گز خود را بی نیاز از مشورت دیگر متصصان نمی بیند.چنین فردی هرگز کاری را که بلد نیست تعهد نمی کند و عهد و پیمان نمی بندد،پس چنین فردی حتما متعهد است و کسی که متعهد باشد یعنی یک فرد اخلاقی است و فرد اخلاق مدار یعنی انسان خدا ترس و مومن به روز رستاخیز.پس پیشنهاد می شود اعضای شورای مخترم بررسی نمایند و ببینند که برای شهر سراب شهردار با چه تخصصی در الویت قرار دارد.مثلا شهردار ضرورت دارد که یک معمار باشد یا یک مدیر اجرایی یا مدیر مالی یا یک جامعه شناس یا یک پزشک 

نقد سعید یوسفی به نقد  شادی :عده ای معتقدند برای پیشرفت امور باید تخصص داشت و صرف تخصص مشکلات و موانع برطرف خواهد شد .که نتیجه این تفکر همان است که امروز در دنیای غرب مشاهده می کنیم .
در مقابل ایده ای هم وجود دارد که معتقد است فقط باید تعهد داشت و بدون تخصص هم می توان امور را مدیریت کرد . به عنوان مثال فردی را در نظر بگیرید که دانش آموخته رشته الهیات از دانشگاه است ؛ ایا می توان وی را به عنوان مدیر بهره برداری معدن منصوب کرد .پس تخصص اینجا چه می شود وقتی تخصص نباشد تعهد نیز از بین می رود
پیشرفت علوم در دنیای امروز ما را به سمت علمی تر شدن هدایت می کند و در این راه ما ناگزیر هستیم از متخصصان استفاده کنیم و این امر ناگزیری است .برادر عزیزم جناب اقای شادی نکته اینجاست که تخصص زمانی ارزش خواهد داشت که در اختیار اهداف عالی الهی و انسانی باشد و گرنه خود این تخصص ابزاری در جهت ظلم و ستم به مردم و وسیله ای برای انحراف کشاندن خلق خواهد شد که نمونه آن را در جهان معاصر بسیار شاهد هستیم.
هرکس راه حل یا راه حل هایی برای رفع مشکلات جامعه دارد . سئوال من این است ایا راه حل ها بدون اعتقاد به اسلام ، انقلاب، ارزش ها و مبانی اخلاقی دست یافتنی و اجرا شدنی هست ؟
نمی گویم تخصص نیاز نیست ولی معتقدم و یقین دارم که تعهد تخصص می اورد و فقط انسانی متعهد است که میدان را برای همه متخصصان واقعی باز می کند . اغلب اوقات اگر تعهد نباشد ، تخصص ما را به بیراهه سوق می دهد .
یکی از اصلی ترین مواردی که باعث شد مردم به ندای پیامبرگونه حضرت امام خمینی (ره) لبیک بگویند و علیه طاغوت قیام کنند ، عدم تعهد مسئولان کشور در قبل از پیروزی انقلاب اسلامی بود . مثال دیگری میزنم ایا بنی صدر خائن در رشته خود تخصص نداشت یا مشکل وی عدم تعهد به ارزش های انقلاب و مردم بود و همچنین جریان های معاند دیگر !
این تعهد به مردم و انقلاب و ارزش های اسلامی ، خون شهدا ، ولایت و فرهنگ غنی شیعه است که موجب می شود متخصصان به کارشناسانی مجرب تبدیل شوند . اگر تعهد در کار نباشد گوش شنوایی برای متخصص باقی نمی ماند .این تعهد است که موجب می شود صاحبان تجربه و تخصص بهترین راه حل ها را انتخاب کنند .
اسلام نگاهی عمیق تری به موضوع دارد و ایات و روایات همگی موید این است که تخصص و تعهد همه جا باید کنار هم باشند . در ایه 39 سوره مبارکه نمل قران کریم پس از بیان داستان حضرت سلیمان و زن فرمانروای یمنی می فرماید :" انا اتیک به قبل ان تقوم من مقامک انی علیه لقوی امین ".
"قوی و امین " در اینجا به ما نشان می دهد تخصص به تنهایی کافی نیست بلکه تعهد و امانت نیز از شروط کارگزار اصلح است .
بنابراین می توان گفت : تعهد و تخصص لازم و ملزوم یکدیگر هستند اما تعهد را نباید فدای تخصص کرد .
حضرت امام خمینی (ره ) درباره تخصص و تعهد نگاه ژرفی دارند . ایشان درباره اهمیت دانش و تخصص می فرمایند :
" باید کوشش در راه علم و به دست آوردن تخصص در رشته هاى مختلفه اساس فعالیت دانشجویان عزیز باشد؛ که نیازمندیهاى میهن به دست خود آنها برآورده و کشور ما با کوشش شما خودکفا شود. مع الأسف در دوران گذشته اساس بر آن بود که ما را در هر چیز وابسته کنند؛ و با ملت ما آن کنند که دستش براى هر چیز پیش دیگران دراز باشد. شما عزیزان کوشش کنید که از این وابستگى بیرون آیید و احتیاجات کشور خودتان را برآورید" (1)
ایشان همچنین در سخنان خود درباره اهمیت و جایگاه دانشگاه،در ابتدای امر به نقش تعهد و تخصص اشاره می کنند:" این فاجعه است که ابزار علم در دست اشخاصى باشد که متعهد نیستند و اخلاق اسلامى ندارند. و اگر علم تنها باشد، فقط در دانشگاهها تحصیل علم باشد، در مدارس تحصیل علم باشد، این علم، انسان را به فنا مى کشد. منشأ همه گرفتاریهاى یک کشور از دانشگاه هست و حوزه هاى علمى. و منشأ همه سعادتها، مادى و معنوى، از دانشگاه است و حوزه هاى علمى. اینکه نقشه هاى بزرگ براى نفوذ کردن در دانشگاهها و تربیت کردن جوانهاى ما را به یک تربیتهایى که بر خلاف مصالح کشورشان است، این براى این است، که اگر دانشگاه فاسد بشود، یک کشور فاسد مى شود"(2)
برادر عزیزم جناب اقای شادی اقای پیرانی نخواسته اند که تخصص را نادیده بگیرند بلکه اهمیت تعهد را یاداور شده اند .ایشان برای شهردار مد نظرشان 9 شاخص اورده اند که وجود یکی نافی دیگری نیست .اینها شاخص های کلیشه ای نیستند بلکه اساس کار است و افتخار هم می کنیم که جزو باور و فرهنگ های ماست .
برای اینکه از تکرار مطلب بپرهیزم شما را به یادداشتی که از اینجانب در ستون حرف های شما در پایگه سراب فردا به قلم ناقص اینجانب امده است  دعوت می کنم .امیدوارم همیشه از نظرات کارکگشای شما استفاده ببریم .هرکشوری با توجه به فرهنگ و باید ها و نبایدهای خود یک سری وظایف برای شهرداری ها قائل است طبیعی است که ما نمی توانیم آن وظایف را برای شهردار خود متصور باشیم چون از اساس قبول نداریم .راه حل را به حمایت نهادی کارآمد از شهردار دلالت داده اید ، چه نهادی قوی تر از شورای اسلامی شهر و روستا که حاصل اراده جمعی مردم است ؟ کدام نهاد می تواند مانند شورای اسلامی شهر و روستا دارای پایگاه اجتماعی باشد و به لحاظ قانونی هم ضامن و ناظر عملکرد شهردار؟
برادرم این مطالب را نه برای تقابل برای نوشتار ارزشمند شما نگاشته ام و نه برای خوشایند برادر دیگرم جناب آقای پیرانی ، خواستم بگویم که باید در تفکر و اندیشه مان خط اعتدال و عدالت را گم نکنیم .بنده همیشه از نظرات شما استفاده می کنم و از طریق دنیای مجازی دست گرم شما را می فشارم و از توجهتان به شهر سراب عزیز قدردانی می کنم .انشاء الله اگر دست اندرکاران سایت مجال بدهند در اسرع وقت درباره تعهد و تخصص از سیره شهید مظلوم ایت الله بهشتی مطلبی را خواهم نوشت .سعید یوسفی (سراب یار)
ـ
1) صحیفه نور ، ج 10، ص: 80سخنرانی در جمع استادان و دانشجویان و دانش اموزان.قم.(31/6/1358)
2) همان، ج 13، ص: 414 سخنرانی در جمع  مدرسان و طلاب حوزه علمیه قم، دانشجویان عضو دفتر تحکیم وحدت حوزه و دانشگاه .جماران (27/9/1359)



عزت اله شادی : باسلام و عرض ادب،جناب آقای پیرانی متاسفانه نظر جنابعالی بر ابهامات افزوده و معلوم نیست که دقیقا نظر شما در مورد یک شهردار لایق و شایسته چیست؟شما برای شهردار 9 متغیر یا شاخص با عناوین "دیندار،امانتدار،خوش برخورد،قانونمدار،مدیرو مدبر،خدمتگذار و آشنا به قوانین اداره روستا و شهر باشد از مشورت با مهندسان و متخصصان عمران وشهرسازی خود را بی نیاز نداند"ذکر فرمودید.هیچ کدام از این شاخص ها قابل سنجش و ارزیابی دقیق و علمی و قابل مقایسه با دیگران نیست.همه یک سری عناوین کلیشه ای مبهم وغیر قابل اندازه گیری می باشند.این گناه شما نیست بلکه جزء فرهنگ اجتماعی ما شده و متاسفانه همه کارکردهای اجتماعی راتحت الشعاع خود قرار داده و موجب ناکارامدی سیستم های اداری و مدیریتی کشور شده است.شایسته است مطالعه کنیم و ببینیم در کشورهای پیشرفته یک شهردار کارامد باید چه خصوصیات و تخصص های را باید داشته باشد.امور مربوط به یک شهر از معماری،مهندسی،کشاورزی،مدیریت،فرهنگ،سیاست،ترافیک و شاید صدهامورد دیگر تشکیل می شود.آیا یک نفر می تواند صاحب این همه تخصص باشد؟عقلا که ممکن نیست.پس راه حل یا راه کار چیست؟به نظر می رسد راه کار در تشکل های اجتماعی و نهادهای مردم نهاد باشد که با پشتیبانی خود فردی را به عنوان شهردار یک شهر معرفی نمایند که هم حامی و هدایت کننده باشند و هم این فرد جزء انسان های فرهیخته و متخصص باشد.شهردار هر کسی باشد اگردر حرفه خود واقعا متخصص باشد آنگاه متعهد هم خواهد بود و اگر متعهد باشد می توان گفت که یک انسان اخلاق مدار و با ایمان هم است.پس به نظر می رسد اگر از بین کاندیداهای متخصص ،متصص ترین آنها انتخاب شود،نتیجه در بلند مدت به نفع شهرستان خواهد بود.زیرا یک فرد متخصص واقعی در هر رشته ای که باشد،با پوست و گوشت خود احساس می کند که هنوز در رشته خود نادان است و چنین فردی هر گز خود را بی نیاز از مشورت دیگر متصصان نمی بیند.چنین فردی هرگز کاری را که بلد نیست تعهد نمی کند و عهد و پیمان نمی بندد،پس چنین فردی حتما متعهد است و کسی که متعهد باشد یعنی یک فرد اخلاقی است و فرد اخلاق مدار یعنی انسان خدا ترس و مومن به روز رستاخیز.پس پیشنهاد می شود اعضای شورای مخترم بررسی نمایند و ببینند که برای شهر سراب شهردار با چه تخصصی در الویت قرار دارد.مثلا شهردار ضرورت دارد که یک معمار باشد یا یک مدیر اجرایی یا مدیر مالی یا یک جامعه شناس یا یک پزشک ... وقتی این مشخص
علیقلی زاده شهردار سابق خرم آباد : آقای عزت اله شادی: مشخصه هایی که آقای پیرانی برای یک شهردار و یا دهیار برشمرده اند کلیشه ای نیستند بلکه یک فرهنگ هستندکه از فرهنگ اسلامی برداشت شده است و ما هم برای شهر و روستا که درآن مسلمانان زندگی می کنند می خواهیم دهیار و یا شهردار انتخاب کنیم نه در اروپا و یا در امریکا و اما اگر شهردار یک شهر و یا دهیار یک روستا دیندار و امانتدار باشد و مدیر ومدبر هم باشد و به قوانین هم آشنایی داشته باشد آنگاه مجموعه معاونین و کارمندان و حتی کارگران شهرداری که هرکدام از انها در حوزه شهری تخصص دارند به شهردار کمک می کنندو یا در توسعه و عمران شهر از شرکت های مرتبط مشورت بگیرد و یا اجرای یک طرحی را به این شرکت ها بسپارد و یا برای گسترش فرهنگ ملی و اسلامی از علما و صاحب نظران نظرخواهی کند بنابراین قرار نیست شهردار و یا دهیار همه تخصص ها را داشته باشد علاوه بر ان شورای اسلامی شهر و روستا یک نهاد مردمی و اجتماعی است و بر عملکرد شهردار نظارت دارد و با توجه به اینکه اعضای شوراها هم صاحب نظر هستند شهردار می تواند از انها مشورت بگیرد و حتی اگر شهردار از قانون تخطی کرد شورای اسلامی شهردار را بازخواست کند و یا راه درست را به شهردار نشان دهد پس مشخصه هایی که برای انتخاب یک شهردار لایق شمرده شده است ابهام زا نیست و شهردار کالا یا یک جنس نیست که با معیار علمی ارزیابی و سنجیده و یا با دیگران مقایسه شود بلکه شهردار فردی است از افراد جامعه که علاوه برداشتن شرایط مذکور براساس ضوابط و معیارهای وزارت کشور انتخاب می شود ضمنا هر متخصصی لزوما نمی تواند متعهد هم باشد و این تعهد دینداری امانتداری و غیره را در فرد متخصص بوجود اورد چون دینداری و امانتداری از اموزه های دینی و تربیتی است اما تخصص اکتسابی است و فردی که تخصص دارد ولی تربیت دینی ندارد جامعه اسلامی را به بیراهه خواهد برد
سعيد يوسفي (سراب يار) : نقدي به نقد اقاي شادي از اقاي پيراني (1) عده اي معتقدند براي پيشرفت امور بايد تخصص داشت و صرف تخصص مشکلات و موانع برطرف خواهد شد .که نتيجه اين تفکر همان است که امروز در دنياي غرب مشاهده مي کنيم . در مقابل ايده اي هم وجود دارد که معتقد است فقط بايد تعهد داشت و بدون تخصص هم مي توان امور را مديريت کرد . به عنوان مثال فردي را در نظر بگيريد که دانش آموخته رشته الهيات از دانشگاه است ؛ ايا مي توان وي را به عنوان مدير بهره برداري معدن منصوب کرد .پس تخصص اينجا چه مي شود وقتي تخصص نباشد تعهد نيز از بين مي رود پيشرفت علوم در دنياي امروز ما را به سمت علمي تر شدن هدايت مي کند و در اين راه ما ناگزير هستيم از متخصصان استفاده کنيم و اين امر ناگزيري است .برادر عزيزم جناب اقاي شادي نکته اينجاست که تخصص زماني ارزش خواهد داشت که در اختيار اهداف عالي الهي و انساني باشد و گرنه خود اين تخصص ابزاري در جهت ظلم و ستم به مردم و وسيله اي براي انحراف کشاندن خلق خواهد شد که نمونه آن را در جهان معاصر بسيار شاهد هستيم. ادامه دارد...
سعيد يوسفي (سراب يار) : نقدي به نقد اقاي شادي از اقاي پيراني (2) ... هرکس راه حل يا راه حل هايي براي رفع مشکلات جامعه دارد . سئوال من اين است ايا راه حل ها بدون اعتقاد به اسلام ، انقلاب، ارزش ها و مباني اخلاقي دست يافتني و اجرا شدني هست ؟ نمي گويم تخصص نياز نيست ولي معتقدم و يقين دارم که تعهد تخصص مي اورد و فقط انساني متعهد است که ميدان را براي همه متخصصان واقعي باز مي کند . اغلب اوقات اگر تعهد نباشد ، تخصص ما را به بيراهه سوق مي دهد . يکي از اصلي ترين مواردي که باعث شد مردم به نداي پيامبرگونه حضرت امام خميني (ره) لبيک بگويند و عليه طاغوت قيام کنند ، عدم تعهد مسئولان کشور در قبل از پيروزي انقلاب اسلامي بود . مثال ديگري ميزنم ايا بني صدر خائن در رشته خود تخصص نداشت يا مشکل وي عدم تعهد به ارزش هاي انقلاب و مردم بود و همچنين جريان هاي معاند ديگر ! اين تعهد به مردم و انقلاب و ارزش هاي اسلامي ، خون شهدا ، ولايت و فرهنگ غني شيعه است که موجب مي شود متخصصان به کارشناساني مجرب تبديل شوند . اگر تعهد در کار نباشد گوش شنوايي براي متخصص باقي نمي ماند .اين تعهد است که موجب مي شود صاحبان تجربه و تخصص بهترين راه حل ها را انتخاب کنند . اسلام نگاهي عميق تري به موضوع دارد و ايات و روايات همگي مويد اين است که تخصص و تعهد همه جا بايد کنار هم باشند . در ايه 39 سوره مبارکه نمل قران کريم پس از بيان داستان حضرت سليمان و زن فرمانرواي يمني مي فرمايد :" انا اتيک به قبل ان تقوم من مقامک اني عليه لقوي امين ". "قوي و امين " در اينجا به ما نشان مي دهد تخصص به تنهايي کافي نيست بلکه تعهد و امانت نيز از شروط کارگزار اصلح است . بنابراين مي توان گفت : تعهد و تخصص لازم و ملزوم يکديگر هستند اما تعهد را نبايد فداي تخصص کرد . ادامه دارد ....
سعيد يوسفي (سراب يار) : نقدي به نقد اقاي شادي از اقاي پيراني (3) ... حضرت امام خميني (ره ) درباره تخصص و تعهد نگاه ژرفي دارند . ايشان درباره اهميت دانش و تخصص مي فرمايند : " باید کوشش در راه علم و به دست آوردن تخصص در رشته هاى مختلفه اساس فعالیت دانشجویان عزیز باشد؛ که نیازمندیهاى میهن به دست خود آنها برآورده و کشور ما با کوشش شما خودکفا شود. مع الأسف در دوران گذشته اساس بر آن بود که ما را در هر چیز وابسته کنند؛ و با ملت ما آن کنند که دستش براى هر چیز پیش دیگران دراز باشد. شما عزیزان کوشش کنید که از این وابستگى بیرون آیید و احتیاجات کشور خودتان را برآورید" (1) ایشان همچنين در سخنان خود درباره اهمیت و جایگاه دانشگاه،در ابتدای امر به نقش تعهد و تخصص اشاره می کنند:" این فاجعه است که ابزار علم در دست اشخاصى باشد که متعهد نیستند و اخلاق اسلامى ندارند. … و اگر علم تنها باشد، فقط در دانشگاهها تحصیل علم باشد، در مدارس تحصیل علم باشد، این علم، انسان را به فنا مى کشد. منشأ همه گرفتاریهاى یک کشور از دانشگاه هست و حوزه هاى علمى. و منشأ همه سعادتها، مادى و معنوى، از دانشگاه است و حوزه هاى علمى. اینکه نقشه هاى بزرگ براى نفوذ کردن در دانشگاهها و تربیت کردن جوانهاى ما را به یک تربیتهایى که بر خلاف مصالح کشورشان است، این براى این است، که اگر دانشگاه فاسد بشود، یک کشور فاسد مى شود…"(2) ادامه دارد ...
سعيد يوسفي (سراب يار) : نقدي به نقد اقاي شادي از اقاي پيراني (3و پاياني ) ...برادر عزيزم جناب اقاي شادي اقاي پيراني نخواسته اند که تخصص را ناديده بگيرند بلکه اهميت تعهد را ياداور شده اند .ايشان براي شهردار مد نظرشان 9 شاخص اورده اند که وجود يکي نافي ديگري نيست .اينها شاخص هاي کليشه اي نيستند بلکه اساس کار است و افتخار هم مي کنيم که جزو باور و فرهنگ هاي ماست . براي اينکه از تکرار مطلب بپرهيزم شما را به يادداشتي که از اينجانب در ستون حرف هاي شما در پايگه سراب فردا به قلم ناقص اينجانب امده است دعوت مي کنم .اميدوارم هميشه از نظرات کارکگشاي شما استفاده ببريم .هرکشوري با توجه به فرهنگ و بايد ها و نبايدهاي خود يک سري وظايف براي شهرداري ها قائل است طبيعي است که ما نمي توانيم آن وظايف را براي شهردار خود متصور باشيم چون از اساس قبول نداريم .راه حل را به حمايت نهادي کارآمد از شهردار دلالت داده ايد ، چه نهادي قوي تر از شوراي اسلامي شهر و روستا که حاصل اراده جمعي مردم است ؟ کدام نهاد مي تواند مانند شوراي اسلامي شهر و روستا داراي پايگاه اجتماعي باشد و به لحاظ قانوني هم ضامن و ناظر عملکرد شهردار؟ برادرم اين مطالب را نه براي تقابل براي نوشتار ارزشمند شما نگاشته ام و نه براي خوشايند برادر ديگرم جناب آقاي پيراني ، خواستم بگويم که بايد در تفکر و انديشه مان خط اعتدال و عدالت را گم نکنيم .بنده هميشه از نظرات شما استفاده مي کنم و از طريق دنياي مجازي دست گرم شما را مي فشارم و از توجهتان به شهر سراب عزيز قدرداني مي کنم .انشاء الله اگر دست اندرکاران سايت مجال بدهند در اسرع وقت درباره تعهد و تخصص از سيره شهيد مظلوم ايت الله بهشتي مطلبي را خواهم نوشت .سعيد يوسفي (سراب يار) ـ 1) صحيفه نور ، ج 10، ص: 80سخنرانی در جمع استادان و دانشجویان و دانش اموزان.قم.(31/6/1358) 2) همان، ج 13، ص: 414 سخنرانی در جمع مدرسان و طلاب حوزه علمیه قم، دانشجویان عضو دفتر تحکیم وحدت حوزه و دانشگاه .جماران (27/9/1359)
زالی : اقای قالیباف امروز دوباره شهردار تهران شد سراب هم یک شهردار جهادی می خواهد اقای پیرانی می تواند برای شهرمان سراب شهردار موفقی باشد
بهرام اسدی : اقای یوسفی ممنون نقد شما بسیار جامع است خوشحالیم که سایت سراب فردا چنین فضایی را به وجود اورده که نخبگان به بحث می پردازند و فرزندان عزیز سراب شناخته می شوند برای برادر عزیزمان جناب اقای پیرانی هرجا که هستند ارزوی سلامتی و توفیق روزافزون دارم
عزت اله شادی : با عرض سلام و ادب خدمت همه دوستان عزیز،مطلبی که بنده در مورد فرمیاشات آقای پیرانی عرض کردم اولا خدای ناکرده قصد جسارت به نظرات ایشان نبوده زیرا اعتقاد دارم که هر کسی می تواند هر نظری داشته باشد ثانیا کل مطلب بنده چاپ نشده ،نمی دانم مشکل از ظرفیت محتوا بوده یا از قلم افتاده لذا سعی می کنم مطالب را تکه تکه ارسال کنم تا مشکلی به خاطر انقطاع مطالب و سوء تفاهم پیش نیاید.در ادامه مطلب قبلی عرض کرده بودم که خود نهاد شورای شهر و روستا می تواند به عنوان ناظر بر عملکرد شهردار باشد و شهردار متخصص را از بین متخصص ترین ها انتخاب و علاوه بر این شورا باید پروژه هایی را برای شهر تعریف و از شهردار انتخابی برای نحوه اجراء و مدیریت شهر برنامه بخواهد و با تجزیه و تحلیل این برنامه ها فرد ارجح را انتخاب نماید ودر آینده نیز در مقابل عملکرد شهردار برای مردم پاسخگو باشد.ادامه مطلب را در مورد فرمایشات آقای علیقلی زاده وآقای یوسفی در صفحه جداگانه عرض می کنم.
عزت اله شادی : با عرض سلام و ادب مجدد،در پاسخ به نظرات دوستان عزیز جناب آقای علیقلی زاده و آقای یوسفی : آقای علیقلی زاده منظور بنده از کلیشه یعنی اینکه یک مفهوم غیر پویا و جعبه سیاه مانندی که توان دیدن داخل آن و ایجاد تغییر در آن نباشد است.مثلا شما خوش رویی را چگونه اندازه می گیرید؟چه تعداد از مردم باید به خوش رو بودن یک فرد نظر بدهند؟آیا کسی که هنگام دیدن شما خوش رو است در موقع دیدن دشمن و رقیب شما هم خوش رو است؟آیا صفتی مثل خوش رویی می تواند در کارایی و عملکرد یک مسئول موثر باشد؟آیا از مردم پرسیده اید که شما مسول خوش رو و همیشه خندان می خواهید یا مسولی می خواهید که کار شما را به درستی و با دقت و با سرعت و البته با قبول مسولیت انجام دهد؟اما در مورد فرهنگ فرمودید که ما می خواهیم برای مردم مسلمان شهردار و دهیار انتخاب کنیم نه برای مردم اروپا و امریکا.درست است حق با شماست و من هم با شما موافقم.اما عقل و علمای مدیریت و فرهنگ نظرشان این است که فرهنگی خوب و مولد و مخرک است که پویا و قابل تغییر باشد و اگر غیر از باشد مانع پیشرفت و تعالی انسان در دو دنیا خواهد بود.لطفا در فضای ذهنی به 100 سال قبل برگردید و آن فضا را تصور کنید،و ایده ها و اندیشه ها و ابزار های مورد استفاده خودتان را به آن فضا ببرید و ببینید با شما چگونه برخورد می شود؟آیا همه مردم شما را قبول می کنند؟مسلما جواب شما خیر است،و آن وقت شما به این نتیجه می رسید که این تغییرات در طول 100 سال رخ داده است.و این یعنی پویایی فرهنگی و تغییر در فرهنگ به معنی مجموعه آداب و سنن و روشها و ابزارهاو افکار و اندیشه ها می باشد.پس مردم عادی زیاد با این مفاهیم آشنا نیستند و این وظیفه نخبگان است که بستر تغییر را فرام کنند نه اینکه خود سوار بر موج فرهنگ شوند و با آن حرکت کنند و بیشتر مانع پویایی شوند.البته در همه این تغییرات باید به یک سری اصول و اخلاقیات پایبند بود و نباید از آنها عدول کرد.مثلا در همه جنبه ها باید این مفهوم را در نظر گرفت که هیچ کس بر دیگری برتری ندارد و حق همه باید رعایت شود و هر آنچه که بر خود نمی پسندی نباید بر دیگری تحمیل کنی.یک مثال ساده و عینی عرض می کنم.بعضی ها بدون زحمت و تلاش و بدون اینکه رنج کار و تلاش جسمی و روحی را تجربه کرده باشند صاحب ثروت های آنچنانی شده اند و نماد این ثروت را مثلا در سوار شدن بر اتومبیل های بالای 200 میلیونی نمایش آن به مردم می بینند ولی می ب
عزت اله شادی : با عرض سلام و ادب،جناب آقای یوسفی عزیز: بنده اول از همه معنی و مفهومی که از تعهد دارم بازگو می کنم تا مفاهیم مختلف در هم نیامیزد و خدای ناکرده سوء تفاهم ایجاد نشود.تعهد از باب تفعل و از ریشه عهد و به معنی عهد و پیمان بستن است.عهد و پیمان نیز در علم فقه و حقوق معانی خاص خودش را دارد و به مفهوم وفای به عهد و وفای به شروط موضوع قرار داد می باشد.پس آنچه بنده از تعهد می فهمم همین اندازه است.بنده با نظر سایر صاحب نظران در خصوص اینکه در واگذاری مسولیت های اجتماعی به افراد تخصص باید مد نظر باشد یا تعهد کاری ندارم و نظر همه از دیدگاه خودشان محترم و قابل احترام است.و به هیچ کدام الویت نمی دهم.درک شهودی بنده از تعهد این است که افراد متخصص انسان های بالقوه متعهد هم می توانند باشند زیرا انسان فطرتا جویای کمال و حقیقت جو خلق شده و همواره دنبال تعالی و خدایی شدن می باشد و خدایی شدن هم با دوز و کلک و سیاست بازی و نا خق کردن حق سازگاری ندارد.بنده عرض کردم اگر فردی واقعا در رشته و حرفه خود متخصص باشد ایشان حتما خود را بی نیاز از مشورت سایر علما نمی بیند.زیرا چنین فردی که به ذره ای از رازهای نظام هستی پی برده اول خودش را جاهل همان علم دانسته و خود را ملزم به یادگیری می داند و هم عظمت خالق هستی پی می برد و مومن واقعی به روز رستاخیز می شود و لذا باعث می شود که به حقوق دیگران احترام و آنرا رعایت کند و پایبند باشد و این یعنی همان مفهوم تعهد.ادامه دارد...
عزت اله شادی : جناب آقای یوسفی سوال فرمودین" سئوال من اين است ايا راه حل ها بدون اعتقاد به اسلام ، انقلاب، ارزش ها و مباني اخلاقي دست يافتني و اجرا شدني هست ؟پاسخ سوال شما در طراحی سیستم های مدیریتی و نظارتی اجرایی در تمام جنبه های اجتماعی و اداری می باشد.آقای یوسفی شما می فرمایید"نمي گويم تخصص نياز نيست ولي معتقدم و يقين دارم که تعهد تخصص مي اورد و فقط انساني متعهد است که ميدان را براي همه متخصصان واقعي باز مي کند "با یک مثال می خواهیم ببینیم آیا این دیدگاه شما در همه اوقات می تواند درست باشد؟فرض کنید برای یک پست و جایگاه اجتماعی و اداری مثلا یک مهندس فناوری اطلاعات لازم است اما بجای یک مهندس فناوری اطلاعات یک کارشناس حقوق و الهیات انتساب کنیم و فرض مان این باشد که این فرد انسان متعهد است و طبق نظر جنابعالی این فرد میدان را برای همه متخصصان فناوری اطلاعات باز خواهد کرد.آیا این موضوع با بدیهیات علم و دانایی و خرد انسانی سازگار است؟من که نمی توانم قبول کنم.زیرا اگر چنین فردی واقعا متهد باشد به زور هم در آن جایگاه منتسب کنند خود نباید قبول کند زیرا با قبول کردن این پست در حق متخصصین فناوری اطلاعات ظلم کرده و از طرفی به جامعه و به خود و خانواده خود ظلم کرده زیرا سالها در حوزه حقوق و الهیات زحمت کشیده و هزینه کرده و الان نمی تواند از دانش و علم خود برای جامعه و خانواده خود استفاده برساند.ادامه...
عزت اله شادی : جناب آقای یوسفی مطلبی می خواهم عرض کنم و امیدوارم ناراحت نباشید و آن اینکه من و شما در جایگاهی نیستیم که در مورد مفاهیم و موضوعات کلان و ارزشی دین و نظام و شخصیت های آن صحبت کنیم .بنده که جرات اظهار نظر در آن موارد را ندارم چون تخصص اش را ندرام و خود را یک فرد عادی کم سواد و کم بهره از دانش می دانم و هرگز به خود این اجازه را نمی دهم که در خصوص بزرگان آن هم بزرگان عرصه اندیشه مداری و دین اظهار نظر کنم و یک پیشنهاد هم به همه کاربران محترم دارم و آن اینکه موضوعات را به همدیگر وصل نکنیم تا خدای ناکرده باعث سوء تفاهمات بشود و دیگران از آن سوء استفاده کنند.ما در مورد مدیریت بهتر شهر و روستای خود بحث و بررسی می کنیم تا افکار و اندیشه های جمعی و نیروهای سرابی را برای توسعه پایدار و متوازن خطه سراب بسیج کنیم و در این راستا بتوانیم به رشد و توسعه هم سطح با شهرستان های دیگر برسیم که لازمه این کار کمی پویایی در افکار و اندیشه های خود نیاز داریم و نیازمند توسعه افکار خود و کلان نگری و تعامل سازنده و مبادله افکار و اندیشه همراه با چالش با همه نخبه گان سرابی هستیم تا برایند این تضارب آراء و اندیشه منجر به صیقلی اندیشه ها در گفتمان مدیریتی و اداره شهر و روستا باشد.ادامه...
عزت اله شادی : در ادامه اضافه کنم که شاخص های "دیندار،امانتدار،خوش برخورد،قانونمدار،مدیرو مدبر،خدمتگذار " اگر قابل سنجش و ارزیابی باشند جزء افتخارات بنده نیز به عنوان یک مسلمان خواهد بود.عرض بنده در این است که اینها مفاهیم ارزشی بالایی هستند اما هنوز در جامعه ما قابل سنجش نشده اند و اگر هم قابل سنجش و ارزیابی بوده اند بعد از سپری شدن مدت مدیریت افراد به کار آمده که نفعی برای جامعه و سیستم نداشته است.نظر بنده این است که سیستم مدیریت و نظارت و کنترل اداری ما باید بر اساس همین شاخص ها به اضافه شاخص های کمی و تخصصی دیگر طراحی و پیاده شود که از آزمون و خطا و هدر رفت منابع کمیاب جامعه جلوگیری شود.آحاد مردم یک شهر در سایه درایت و تدبیر اداره کنندگان آن به آرزوهای مشروع مادی و معنوی خود خواهند رسید پس این مهم است که توجه همه جانبه و از دیدگاه همگان به موضوع اداره آن نگاه کنیم.و به همه انسانها به اندازه خودمان حق اظهار نظر و مشارکت بدهیم و آنچه بر خود نمی پسندیم بر دیگران نیز نپسندیم.من از غرب نمی خواهم دفاع کنم ولی عقل این پیامبر درونی می گوید که باید از تجربه ها و از کارهای خوب آنها استفاده شود.خیلی از ایرانیان در کشورهای غربی به پست های مهم و کلیدی رسیده اند و حتی به پست شهرداری شهرهای بزرگ رسیده اند.آیا شما واقعا فکر می کنید آنها به فکر منافع ملی خود نیستند و مثل ما به کشور و دین و مذهب خود حساسیت ندارند؟به نظر بنده آنها بیشتر از ما به آن مسایل حساس هستند اما به صورت معقول و حساب شده و مدیریت شده همه مفاهیم و موضوعات را کنترل می کنند تادر نهایت خواسته خودشان نتیجه شود.به اوباما توجه کنید یک افریقایی مسلمان است که در جایی دیدم اسم اصلی اش حسین است.می خواهم بگویم ببینید جامعه امریکا چطور این افراد را جذب کرده و چگونه این افراد امروز از منافع مشروع و نامشروع آمریکا در گوشه و کنار این دنیا حمایت می کنند.پس شایسته است لااقل باعث دفع نیروهای خودی و جامعه خود نشویم و این فرهنگ را جایگزین فرهنگ جذب و تعامل و پویایی و رو به جلو باشیم و ببینیم در حال حاضر چه چیزی خوب است و چه چیزی بد زیرا گذشت زمان همه چیز را تغییر می دهد و شایسته است برای امروزمان ایده بهتر برای مدیریت کارآمد بیافرینیم و خلاق و آور باشیم.با تشکر
سعيد يوسفي (سراب يار) : بسم الله الرحمن الرحيم برادر عزيزم جناب اقاي شادي سلام عليکم ؛ نوشتار شما را مجددا خواندم . ضمن تشکر از نوشتار شما چنين بر مي ايد که تخصص و تعهد "مانعه الجمع " هستند و به گونه اي نگاشته ايد که ناخواسته مي گوييد " اين " يا " آن " و تخصص و تعهد متضاد يکديگر هستند. شما را به دو کلام گهربار از پيامبر اعظم (ص)و امير المومنين حضرت علي (ع) رهنمون مي شوم که بدانيد تقوي و تخصص هريک اگر ناديده انگاشته شوند ما را به ورطه هلاکت مي اندازند حضرت محمد(ص) مي فرمايند :" العلم و الدين توامان ان افترقا احترقا" يعني علم و دين (تخصص و تعهد) با يکديگر آميخته اند که در صورت جدايي آنها آتش به پا مي شود . حضرت علي (ع) نيز در نامه شان به جناب مالک اشتر مي نويسند "... کارگزاران دولتي را از ميان مردمي با تجربه و با حياء از خاندان هاي پاکيزه و با تقوي که در مسلماني سابقه درخشاني دارند انتخاب کن ..." پيشنهادي دارم و آن اين است که گردانندگان سايت در قالب کرسي آزاد انديشي موضوع " تقوي يا تخصص کداميک ملاک گزينش مديران " را به نظر افراد بگذارند تا به يک جمع بندي برسيم . ضمنا ايميل اينجانب را مي توانيد داشته باشيد تا با هم به گفتگوي مجازي بنشينيم . Mostanad1@iribnews.ir
سعيد يوسفي : بسم الله الرحمن الرحيم جناب اقاي شادي از اينکه ادامه عرايضم را جداگانه نوشتم به خاطر فضاي کوتاه کامنت است . به نظرم شما با حوصله نوشتار بنده را نخوانده ايد ! بنده نه نخصص را ناديده گرفتم و نه تعهدرا بلکه اين دو را لازم و ملزوم يکديگر دانسته ام. با اين حال گفته ام اگر تعهد نباشد احتمال سقوط وجود دارد و اگر تخصص نباشد احتمال دارد کار را خراب کنيم و چند مثال هم آورده ام . بنده از اظهار نظرها هيچگاه دلگير نمي شوم . اين را هم بگويم بنده براي تقويت نوشتارم به کلام بزرگان استناد مي کنم.منتظر تماس شما برادر عزيزم به نشاني که فرستادم هستم.متشکر
عزت اله شادی : با سلام و عرض ادب: دوست عزیزم جناب آقای یوسفی با تشکر از دقت نظر جنابعالی،اتفاقا از نظر بنده تخصص و تعهد نه تنها مانع الجمع نیستند بلکه مکمل هم بوده منتها تخصص مقدم بر تعهد می باشد(البته به شرط و شروطها).در فرمایش پیامبر(ص) دقت فرمایید،می فرماید علم و دین با یکدگر آمیخته اند یعنی تکمیل کننده هم هستند.در فرمایش امام علی(ع) دقت کنید می فرمایند کارگزاران را از میان مردمی با تجربه(صاحب علم و دانش و عمل) انتخاب کنید.اگر در سخن هردو بزگوار تعمق کنید هردو اول از علم و تخصص شروع می کنند بعد دین و تعهد را می آورند.بنده این سخنان را قبلا ندیده بودم ولی ندای رسول باطنی حکم بر همان سخنان می داد و بنده هم همان را عرض کردم.با یک مثال عرایضم را به پایان می برم.فرض کنید فردی از دوران طفولیت تحت تعلیم خانواده دیندار و مومن بزرگ شود وبا حرام و هلال و خوب و بد کاملا آشنا و مومن واقعی تربیت شود ولی از علوم عقلی و استدلالی و تجربی هیچ بهره ای کسب نکرده باشد.آیا چنین فردی می تواند درقرن 21ام مدافع و مروج اسلام واقعی باشد؟آیا درست است بگوییم این فرد تعهد دارد و باید در جایگاهی قرار گیرد که تخصص خاص الویت آن جایگاه است؟آیا به نظر شما چنین دیدگاهی نهایتا به طالیبانیسم نمی انجامد؟بنده عرض کردم بطور شهودی درک می کنم اگر فردی واقعا در حرفه خودش متخصص باشد(یعنی صاحب علم و دانش و تجربه در آن حرفه)به لحاظ جهان بینی و نگرشی که در چنین فردی به جهان هستی ایجاد می شود او را مومن و متعهد بار می آورد.ولی عکس این قضیه همیشه درست نیست.یعنی بطور طبیعی آدم متعهد سنتی نمی تواند آدم متخصص بشود.با تشکر
مسعود خوانساری : بنام خدا باسلام : مطلب آقای جواد پیرانی که به مناسبت روز 12 شهریور روز آغاز بکار دوره چهارم شوراهای اسلامی شهر وروستا مرقوم فرموده اند را مطالعه کردم ، ایشان علاوه بر برشمردن خصوصیت های لازم برای شهر دار و دهیار بدرستی یکی از مهمترین علل توسعه نیافتگی مناطق توسعه نیافته کشور را عدم توانایی جذب بودجه و سرمایه که ناشی از عدم شناخت مدیران از منابع مالی است فرموده اند و هزینه کردن نادرست بودجه ها و سرمایه های در اختیار را نیز عامل دیگر میدانند که این نیز ناشی ازعدم آگاهی از نیازها، طرح ها و برنامه ها ، اهداف و چشم اندازهای خرد و کلان کشور است که البته به اعتقاد من این دو ناشی از دوعلت نداشتن تعهد وتخصص است . تعهد و تخصص تواما" مبنای انتخاب مدیران اجرایی لایق برای هر پست اجرایی است .که اگر کمی تامل بفرمائید در انتهای نوشتار نتیجه خواهیم گرفت که کدام یک بر دیگری مقدم است . در خصوص ابهام مطرح شده از سوی دوست عزیر اقای عزت الله شادی به مطالب نوشته شده از طرف آقای پیرانی در خصوص خصوصیات شهر دار لازم میدانم مطالب ذیل را در راستای تایید فرمایشات دوستان عزیز آقای علیقلی زاده وآقای یوسفی بعرض دوستان برسانم . مطلب اول ) پرو اضح است که وقتی برای جایگاه شهردار شخصی را انتخاب میکنند ، جامعه آماری مورد نظر قطعا" از بین متخصصین است ، تخصص های مرتبط با اداره شهر شامل رشته های عمران ، معماری ، طراحی شهری ، مدیریت و دیگر رشته های مرتبط . البته نیازی نیست جامع العلوم باشد چون مدیریت شهرداری یک کار گروهی است و در هر کارگروهی شهردار از معاونین با تخصص های مرتبط استفاده میکند . شرایطی را که جناب آقای پیرانی برای شهر دار برشمرده است جزو ویژگیهایی است که میتوان بخشی از آن را خصوصیات فرد متعهد و برخی دیگر را ویژگیها را خصوصیت فرد متخصص برشمرد .اما اینکه صرفا" تعهد ویا صرفا" تخصص نتنها برای شهر داری بلکه سایر پست های مدیریتی از پایین ترین رده تا بالا ترین رده اجرایی همانند رئیس جمهور کافی است ، باید عرض کنم خیر توجه داشته باشید که همه مردم روی این کره خاکی صرف نظر از رنگ پوست ،زبان ،دین و مذهب اگر تخصص نداشته باشند تعهد دارند . اما هرکدام از آنها به تبع بینش ، فرهنگ ، آداب ورسوم و باورها و دین و آئین و جهانبینی شان ، تعهدات متفاوتی دارند .هرکدام به باور های دینی ،قانون و مرز وبوم کشورشان متعهد هستند ، و درهر کدام به نسب
مسعود خوانساری : بسمه تعالی چکیده ای از نامه مولا علی (ع) به مالک اشتر امیرالمومنین حضرت علی (ع)، اولین پیشوای شیعیان نمونه کامل یک مدیر اسلامی است؛ او چه زیبا عشق و حسن و زیبایی، نظم و انضباط، جاذبه و دافعه، حکمت و مدیریت، زهد و عرفان و شجاعت و تقوی و عدالت را در منشور حکومتی خود می گنجاند. نگاهی به بیانات و فرامین امیرالمومنین علی (ع) راجع به مبحث مدیریت این نکته را مشخص می کند که چنانچه رهبران، مدیران و زمامداران یک جامعه به درستی تربیت نشوند و در مسند امور قرار نگیرند و راه و روش صحیح حکومت داری و مدیریت را فرا نگیرند، مردم آن جامعه هرگز روی صلاح و اصلاح را نخواهند دید. لذا در این نوشتار سعی داریم به مدیریت اسلامی از منظر مولا علی (ع) بنگریم. ● اهمیت مدیریت از دیدگاه امام علی (ع) امیر المومنین علی (ع) مدیریت را محور و قطب می دانند، تمام مسایل را در جامعه اسلامی بر محور مدیر و مدیریت خلاصه می کنند و می فرمایند: «تدبیر و مدیریت خود سرمایه اندک را افزون می کند، اما مدیریت و تدبیر سوء و ضعیف سرمایه انبوه را نیز نابود و زائل می سازد.» امام علی (ع) در جای دیگر می فرمایند: «رجعت و سیر قهقرایی چهار علت عمده دارد که مهمترین آن سوء مدیریت است.» ● وظایف عام مدیریت اسلامی از دیدگاه امام علی (ع) ۱) ایمان و تقوا یک مدیر در درجه نخست باید همانند هر انسان دیگر ایمان و تقوا داشته باشد. مدیر مومن، مطیع فرامین الهی است و می داند که اگر در جریان کارها شرایط سخت و دشواری برایش پیش آید و یا زمینه کارها بسیار آماده باشد و امور به سهولت در برابرش پدیدار گردد، در هر دو حالت روحیه خود را نباخته و خود را در مسیر اجرای فرامین الهی می بیند و با وقار و اطمینان خاطر کار را ادامه می دهد. توصیه امیرالمومنین علی (ع) به مالک اشتر در این خصوص شنیدنی است؛ «ای مالک، مالک نفس خویش باش و آن را به دست هوی مسپار، نفس خویش را با ترک خواهش ها بکش و به هنگام سرکشی، عنانش را بکش که نفس پیوسته به بدی فرمان می دهد جز آنکه خدای رحم کند و در اجابت نفس در نارواها بخل بورزد و بدان که همانا بخل ورزیدن نسبت به نفس، مراعات انصاف است در آنچه که برای آن خوشایند یا ناخوشایند است. ۲) اعتصام و اعتماد به خدا و نصرت الهی اعتصام و اعتماد به خدا و نصرت الهی یکی از ابزارهای معنوی است که یک مدیر اسلامی می تواند برای انجام وظیفه خطیر مدیریت از آن استفاده کند تا از انجام کارها خسته و
مسعود خوانساری : با سلام : گویابادداشت اینجانب کامل بدستتان نرسیده .لذا مجددا"ارسال میکنم لطف نموده نوشتار را کامل روی سایت بگذارید تا حق مطلب ادا شود .با سپاس فراوان مسعود خوانساری********************************************* ****************************************************************************سراب فردا: لطفا براي ارسال مطالب با حجم بلا از لينك ارسال خبر استفاده كنيد
مسعود خوانساری : بنام خدا باسلام : مطلب آقای جواد پیرانی که به مناسبت روز 12 شهریور روز آغاز بکار دوره چهارم شوراهای اسلامی شهر وروستا مرقوم فرموده اند را مطالعه کردم ، ایشان علاوه بر برشمردن خصوصیت های لازم برای شهر دار و دهیار بدرستی یکی از مهمترین علل توسعه نیافتگی مناطق توسعه نیافته کشور را عدم توانایی جذب بودجه و سرمایه که ناشی از عدم شناخت مدیران از منابع مالی است فرموده اند و هزینه کردن نادرست بودجه ها و سرمایه های در اختیار را نیز عامل دیگر میدانند که این نیز ناشی ازعدم آگاهی از نیازها، طرح ها و برنامه ها ، اهداف و چشم اندازهای خرد و کلان کشور است که البته به اعتقاد من این دو ناشی از دوعلت نداشتن تعهد وتخصص است . تعهد و تخصص تواما" مبنای انتخاب مدیران اجرایی لایق برای هر پست اجرایی است .که اگر کمی تامل بفرمائید در انتهای نوشتار نتیجه خواهیم گرفت که کدام یک بر دیگری مقدم است . در خصوص ابهام مطرح شده از سوی دوست عزیر اقای عزت الله شادی به مطالب نوشته شده از طرف آقای پیرانی در خصوص خصوصیات شهر دار لازم میدانم مطالب ذیل را در راستای تایید فرمایشات دوستان عزیز آقای علیقلی زاده وآقای یوسفی بعرض دوستان برسانم . مطلب اول ) پرو اضح است که وقتی برای جایگاه شهردار شخصی را انتخاب میکنند ، جامعه آماری مورد نظر قطعا" از بین متخصصین است ، تخصص های مرتبط با اداره شهر شامل رشته های عمران ، معماری ، طراحی شهری ، مدیریت و دیگر رشته های مرتبط . البته نیازی نیست جامع العلوم باشد چون مدیریت شهرداری یک کار گروهی است و در هر کارگروهی شهردار از معاونین با تخصص های مرتبط استفاده میکند . شرایطی را که جناب آقای پیرانی برای شهر دار برشمرده است جزو ویژگیهایی است که میتوان بخشی از آن را خصوصیات فرد متعهد و برخی دیگر را ویژگیها را خصوصیت فرد متخصص برشمرد .اما اینکه صرفا" تعهد ویا صرفا" تخصص نتنها برای شهر داری بلکه سایر پست های مدیریتی از پایین ترین رده تا بالا ترین رده اجرایی همانند رئیس جمهور کافی است ، باید عرض کنم خیر توجه داشته باشید که همه مردم روی این کره خاکی صرف نظر از رنگ پوست ،زبان ،دین و مذهب اگر تخصص نداشته باشند تعهد دارند . اما هرکدام از آنها به تبع بینش ، فرهنگ ، آداب ورسوم و باورها و دین و آئین و جهانبینی شان ، تعهدات متفاوتی دارند .هرکدام به باور های دینی ،قانون و مرز وبوم کشورشان متعهد هستند (ادامه دارد1)
مسعود خوانساری : (بخش دوم)و درهر کدام به نسبت موقعیت اجتماعی شان میزان این تعهد شدت وضعف دارد .تعهداتی مشترک دارند که با سایر کشورها متفاوت است . ما ایرانی هستیم ، ایرانی مسلمان ، مسلمان شیعه و بالاترین مرجع در دین مبین اسلام قران و سپس سنت پیامبرو ائمه اطهار و احادیث و روایات است .برای اولین بار در دنیا به یمن برکت انقلاب اسلامی آرمانهایی از جنس وحی برای مردم در نظر گرفته شده است ، قانون اساسی و قوانین مدنی و سایر قوانین اجرایی کشور به برکت فقه پویای شیعه برمبنای احکام قرآن ، احادیث و دستورات ائمه اطهار تدوین شده است ، ساختاز حکومت نیز ساختار ولایی است که البته جا دارد در خصوص آن جداگانه مطلب نوشته شود .اما آنچه که مربوط به این بحث است این است که این قوانین بدون ادای تکلیف از سوی مردم به مفهوم عام وخاص معنا و مفهوم ندارد . این تکلیف را ابتدا در مقابل خداوند و سپس در مقابل حاکمیت و قانون و در نهایت مردم در مقابل یکدیگرمیبایست ادا کنند .و این تکلیف یعنی تعهد . یعنی تعهد به اجرایی کردن آرمانهای مقدس اسلام ، انقلاب و رهبری و خون شهدا . در اصل اول قانون اساسی اینگونه نوشته شده است ( حکومت ایران جمهوری اسلامی است که ملت ایران ،بر اساس اعتقاد دیرینه اش به حکومت حق و عدل قرآن ،در پی انقلاب اسلامی پیروزمند خود به رهبری مرجع عالیقدر تقلید حضرت ایت الله العضمی امام خمینی ،در همه پرسی دهم و یازدهم فروردین ماه سال یکهزارو سیصدو پنجاه و هفت با اکثریت 2/98%کلیه کسانی که حق رای داشته اند به ان رای مثبت داد.) در اصل دوم مبانی اعتقادی و آرمانهایی که تماما برگرفته از دین مبین اسلام است تدوین و هدف گذاری شده است .و در سایر اصول نیز بطور واضح این مبانی و چهار چوب حاکمیت برای رسیدن به این اهداف مشخص شده است بدیهی است تمام کسانی که د راین کشور زندگی میکنند و علی الخصوص آنهایی که میخواهند مسئولیت بپذیرند الزاما" میبایست به قانون اساسی و مبانی آن اعتقاد و التزام داشته باشند . این شروط برای انتخاب روسای جمهور ،وزرا ، نمایندگان مجلس و مدیران اجرایی خرد و کلان کشور از مهم ترین شرایط است .در واقع شرط لازم است.(ادامه دارد2)
مسعود خوانساری : (بخش سوم)اصل یکصدو سیزده قانون اساسی .شرایط رئیس جمهور را اینگونه بر شمرده است ( ایرانی الاصل ، تابع ایران ،مدیرو مدبر،دارای حسن سابقه و امانت و تقوی، مومن و متعهد به مبانی جمهوری اسلامی ایران و مذهب رسمی کشور ) و قطعا" هرکس که بر پشت میزی برای خدمت تکیه میزند میبایست واجد شرائط فوق باشد و در یک کلام متعهد به اسلام ، انقلاب و قانون اساسی باشد و پر واضح است که به تناسب هرپست مدیریت اجرایی کشور الزاما" میبایست از متخصصین استفاده کرد اما به اعتقاد من متخصصین باید از بین افرادی که تعهد دارند انتخاب شوند . البته اینجا همیشه سوال است که معیار سنجش تخصص معلوم است ، داشتن تحصیلات دانشگاهی ، سوابق اجرایی مرتبط ، آزمون فنی . مقیاس و اندازه است و به راحتی میتوان فرد کار آزموده و متخصص را یافت .اما مقیاس و معیار تعهد چیست ؟ انداختن پیراهن روی شلوار ، گذاشتن ته ریش ،برآمدگی پیشانی ،یا به دست کردن چند تا انگشتر ؟ به نظرم میاید انچه دغدغه سایر دوستان است همین مطلب است .. میزان تعهد چیست ؟ مولاي ما حضرت علي (ع) در سال 38 هجري هنگامي كه مالك اشتر را به فرمانداري مصر برگزيدند، نامه اي طولاني را خطاب به وي مرقوم فرموده اند كه آن نامه تحت نامة شماره 53 در نهج البلاغه آمده است. اين نامه بخش هاي گوناگوني داشته و يكي از نامه هاي زيباي حضرت علي (ع) مي باشد. در بخشي از اين نامه خطاب به مالك اشتر چنين ویژگیهای افرادی را که برای اداره امور برمیگزیند را بر شمرده است که از شما دعوت میکنم نامه را حتما" مطالعه بفرمایید . اینجانب خلاصه ویژگیهای بر شمرده را عرض میکنم . ویژگیهای مدیر از دیدگاه امام علی (ع) 1)ایمان و تقوا ۲) اعتصام و اعتماد به خدا و نصرت الهی 3)رعایت عدالت و انصاف۴ )پرهیز از غرور و خودپسندی۵ )پرهیز از استبداد و دیکتاتوری 6)دوری از دنیاپرستی و طمع 7 )صبر و شکیبایی 8 )تواضع و حلم 9 ) گشاده رویی10) امانت داری11) ساده زیستی12)خدمت عاشقانه و توجه به محرومین13)پیشگامی در کارها و تسریع در امور مردم14) حافظ بیت المال بودن15) وفای به عهد 16 )متین و ساده سخن گفتن17 )جلوگیری از رواج تملق و عیب جویی و سخن چینی 18 ) تثبیت رویه دیگران(ادامه دارد3)
مسعود خوانساری : (بخش چهارم )اگر خوب دقت بفرمایید تخصص ابزاری است در اختیار این تعهدات . اما به اعتقاد من کسانی که این ویژگیها را داشته باشند قطعا" به تعهدات خود عمل میکنند . البته این نامه پاسخ بسباری از سوالات دوستان را خواهد داد آنچه را جناب آقای پیرانی فرموده اند، تعهداتی است که یک فرد متخصص باید داشته باشند .مدیر و مدبر و آشنا به قوانین اداره شهرو روستا به مفهوم عام یعنی داشتن تخصص و دیندارو امانتدار ، خوش برخورد ، قانون مدار و خدمتگذار مفهوم کامل متعهد است ، وصد البته وقتی واژه منتخب را بکار میبریم یعنی اینکه یک لیست از افراد واجد شرائط تهیه کرده ایم و از بین آنها کسی که در هرکدام از این ویژگیها بالا ترین امتیاز یا نمره را داشته انتخاب کرده ایم .اما با انتخاب شهر دار مسئولیت انتخاب کنندگان وتمام نمیشود . بلکه در مفهوم انتخاب نظارت هم مستتر است و میبایست به جد انجام شود چراکه بخش عمده انتخاب است .ما با هبچ کس عهد اخوت نبسته ایم .هرکس از ارمانهایمان عقب نشینی کند باید جایش را بگیریم و به انکه واجد شرایط است بدهیم .. در نامه مولا علی به مالک نظارت مستمر از اوصول اصلی مدیریتی بر شمرده میشود ما نتنها در پست های مدیریتی بلکه در سطح مردم عادی نیز باید به مبانی اسلام ، انقلاب ، قانون اساسی متعهد و پایبند باشیم .باید به عهدی که با خون شهدا بسته ایم پایبند باشیم .ما عاشق ولایتیم باید به مبانی ولایت پایبند باشیم .سر بلندی ما در گرو حفظ ارزش هاست و گرنه باید پس مانده فرهنگ رو به زوال غرب را نشخوارکنیم بودند متخصصینی که بنفشه وار دانش خود را با خود بردند تا تخصص شان را در خاک دیگران به گل بنشانند ، نامش را هم گذاشتند فرار مغز ها . این فرار مغزها نیست ، فرار بی تعهد هاست ،فرار آنهایی است که به کشور و ملت خود تعهدی ندارند . ابتدای مرقومه عرض کردم متخصص غیر متعهد نداریم اینها میخواهند تعهداتشان را به دیگران عمل کنند ، اینان بدنبال سرابی در انطرف آب هستند ، غافل از اینکه سراب اینجاست .بهشت ایران زمین .البته با کمی همت .. آیا متخصص را میشود متعهد کرد یا نه ؟ یا برعکس . این موضوع را در مطلب دومم انشاءالله اگر عمری بماند خواهم نوشت .عزت زیاد . مسعود خوانساری ارشیتکتت (پایان)
مسعود خوانساری : بسمه تعالی چکیده ای از نامه مولا علی (ع) به مالک اشتر امیرالمومنین حضرت علی (ع)، اولین پیشوای شیعیان نمونه کامل یک مدیر اسلامی است؛ او چه زیبا عشق و حسن و زیبایی، نظم و انضباط، جاذبه و دافعه، حکمت و مدیریت، زهد و عرفان و شجاعت و تقوی و عدالت را در منشور حکومتی خود می گنجاند. نگاهی به بیانات و فرامین امیرالمومنین علی (ع) راجع به مبحث مدیریت این نکته را مشخص می کند که چنانچه رهبران، مدیران و زمامداران یک جامعه به درستی تربیت نشوند و در مسند امور قرار نگیرند و راه و روش صحیح حکومت داری و مدیریت را فرا نگیرند، مردم آن جامعه هرگز روی صلاح و اصلاح را نخواهند دید. لذا در این نوشتار سعی داریم به مدیریت اسلامی از منظر مولا علی (ع) بنگریم. ● اهمیت مدیریت از دیدگاه امام علی (ع) امیر المومنین علی (ع) مدیریت را محور و قطب می دانند، تمام مسایل را در جامعه اسلامی بر محور مدیر و مدیریت خلاصه می کنند و می فرمایند: «تدبیر و مدیریت خود سرمایه اندک را افزون می کند، اما مدیریت و تدبیر سوء و ضعیف سرمایه انبوه را نیز نابود و زائل می سازد.» امام علی (ع) در جای دیگر می فرمایند: «رجعت و سیر قهقرایی چهار علت عمده دارد که مهمترین آن سوء مدیریت است.» ● وظایف عام مدیریت اسلامی از دیدگاه امام علی (ع) ۱) ایمان و تقوا یک مدیر در درجه نخست باید همانند هر انسان دیگر ایمان و تقوا داشته باشد. مدیر مومن، مطیع فرامین الهی است و می داند که اگر در جریان کارها شرایط سخت و دشواری برایش پیش آید و یا زمینه کارها بسیار آماده باشد و امور به سهولت در برابرش پدیدار گردد، در هر دو حالت روحیه خود را نباخته و خود را در مسیر اجرای فرامین الهی می بیند و با وقار و اطمینان خاطر کار را ادامه می دهد. توصیه امیرالمومنین علی (ع) به مالک اشتر در این خصوص شنیدنی است؛ «ای مالک، مالک نفس خویش باش و آن را به دست هوی مسپار، نفس خویش را با ترک خواهش ها بکش و به هنگام سرکشی، عنانش را بکش که نفس پیوسته به بدی فرمان می دهد جز آنکه خدای رحم کند و در اجابت نفس در نارواها بخل بورزد و بدان که همانا بخل ورزیدن نسبت به نفس، مراعات انصاف است در آنچه که برای آن خوشایند یا ناخوشایند است. ۲) اعتصام و اعتماد به خدا و نصرت الهی اعتصام و اعتماد به خدا و نصرت الهی یکی از ابزارهای معنوی است که یک مدیر اسلامی می تواند برای انجام وظیفه خطیر مدیریت از آن استفاده کند تا از انجام کارها خسته و
مسعود خوانساری : اعمال آن به هر عمل نادرست و ظالمانه ای دست می زند. وظیفه مدیر ایجاد شرایطی است که افراد، داوطلبانه و آگاهانه از دستورات و قوانین پیروی کنند. زیرا انسان در برابر هر گونه ظلم و زور به طور آشکار یا پنهان، مقاومت می کند. زورگویی و استبداد از نشانه های ناتوانی است و به تعبیری آنجا که منطق نباشد، از زور استفاده می شود. امام علی (ع) می فرمایند:« مبادا بگویی، من نیرومندم، امر می کنم و دستوراتم اجرا می شود، زیرا این روش موجب فساد فکر، تضعیف دین و نزدیک شدن به انحراف است.» امیرالمومنین علی (ع) شخص مدیر را به توجه دائم به اینکه او خود زیردست رده های بالاتر از خود است و مدیران بالاتر از او نیز در قلمرو فرمانروایی و حاکمیت الهی قرار دارند، دعوت می کند و به مالک می فرمایند: «پس هر آینه تو بالاتر از آنهایی و ولی امر تو بالاتر از توست و خدا بالاتر از کسی است که تو را به مدیریت و فرماندهی و فرمانروایی گمارده است.» و باز در جایی دیگر حضرت می فرمایند: «تواضع آدمی را بالا می برد و تکبر انسان را کوچک و پست می کند.» ۶) دوری از دنیاپرستی و طمع یک مدیر اسلامی باید مراقبت کند تا مال و مقام او را شیفته دنیا نسازد و او را از توجه به آینده و روز مرگ باز دارد و باعث انحراف و تباهی وی گردد. امام علی (ع) در مورد دنیاپرستی می فرمایند: «محبت دنیا عقل را فاسد می کند و گوش را از شنیدن مطالب حکیمانه ناشنوا می سازد.» و از سخنان گهربار آن امام علی (ع) در مورد طمع همین بس که حضرت می فرمایند: «آنکه طمع را شعار خود گرداند خود را کوچک نمایاند.» ۷) صبر و شکیبایی اهمیت صبر در مدیریت زمانی روشن می گردد که بدانیم صبر واسطه اصلی در تحقق اهداف، به ویژه در رسیدن به هدفهای بزرگ است و این سنت قطعی الهی است که بدون آن پیامبران هم نمی توانند اهداف مدیریتی خود را محقق سازند. پس یک مدیر اسلامی برای موفقیت در اهدافش بیش از هر چیز باید به زیور صبور آراسته باشد. امام علی (ع) در اهمیت صبر و شکیبایی در کارها می فرمایند:« نقش صبر در کارها همچون نقش سر در بدن است. همان طور که با جدا شدن سر از بدن، بدن فاسد می شود وقتی صبر را از کارها جدا کنیم کارها تباه می شود.» و در جایی دیگر حضرت می فرمایند: «شکیبا، پیروزی را از دست نمی دهد هر چند زمان درازی چشم به راه بماند.» ۸) تواضع و حلم یکی از ابزارهای مدیریت تواضع و حلم است؛ با توجه به اینکه مدیر می خواهد به واسطه انسانها کا
مسعود خوانساری : پس از پذیرش هر مسئولیتی مدیر باید تمام حسابگری های نفسانی را به کناری نهد و با تمام وجود خود را وقف انجام وظیفه نماید و بر خلاف کسانی که تصور می کنند، مدیریت یعنی دست از کار کشیدن و تنها نظاره گر بودن، و لذا آن را مقدمه تن پروری و راحت طلبی می پندارند، مدیر اسلامی باید در راه انجام مسئولیت خطیری که بر عهده گرفته همه هستی اش را در طبق اخلاص بگذارد. مدیر اسلامی باید بیشتر عشق و محبت خویش را متوجه مردم و محرومینی نماید که بدون هیچ توقعی بار مشکلات جامعه را به دوش می کشند و پایه های نظام اسلامی برا دوش آنان استوار است و در هنگام هجوم دشمنان ایثارگرانه جان خود را نثار می کنند. امام علی (ع) در فرمان خویش به مالک اشتر می فرمایند: «مهر و محبت و احسان به رعیت را در دل بپرور، (تو که در لباس چوپانی) برای آنها درنده شکاری نباش که خوردن آنها را غنیمت دانی، آنها دو گروه بیش نیستند: یا با تو برادرند در دین یا در خلقت با تو برابرند.» و باز در جایی دیگر می فرمایند: «اگر مدیر نیت پاک داشته و مردم از او آسوده خاطر باشند، تمامی اوقات روزش برای خدا صرف می شود و عبادت به شمار می آید.» ۱۳) پیشگامی در کارها و تسریع در امور مردم از جمله کارهایی که مدیر باید در آن پیشگام باشد، سرعت عمل در کار مردم و برطرف کردن مشکلات آنهاست. این امر علاوه برای اینکه موجب موفقیت و پیشرفت کارهای مدیر شده و از انباشته شدن امور جلوگیری می نماید، بلکه باعث جلوگیری از دلسرد شدن و نارضایتی و ناامیدی مردم نیز می شود. امام علی (ع) به مالک این گونه سفارش می کنند: «از وظایف اختصاصی تو زمامدار و والی این است که نیازمندیهای مردم را در همان روز که به اطلاعت می رسد مرتفع سازی.» ۱۴) حافظ بیت المال بودن یکی از مهمترین وظایف مدیر اسلامی این است که حافظ بیت المال مسلمین باشد. امام علی (ع) در این باره می فرمایند: «بخشش زمامداران از خزانه مسلمین ستم و فساد است.» ۱۵) وفای به عهد یکی دیگر از وظایف و ویژگی های مهم مدیر وفای به عهد است. امام در منشور خود به مالک می فرمایند: «اگر دشمن در پیکار و کشاکش جنگ پیشنهاد صلحی پسندیده داد هرگز رد مکن… اگر مشکلی رخ داد که ناچار شدی با دشمن صلح برقرار کنی یا عهد یا میثاقی ببندی باید به پیمان خود وفادار باشی، قرارداد را با کمال درستی محترم شماری و جانت را سپر پیمان سازی.» ۱۶) متین و ساده سخن گفتن یک مدیر اسلامی باید در هنگام سخن گفتن، آ
مسعود خوانساری : ● وظایف خاص مدیریت اسلامی از دیدگاه امام علی (ع) ۱) تصمیم گیری به جرات می توان گفت که مهمترین وظیفه یک مدیر، تصمیم گیری است. تصمیم گیری سه رکن اساسی دارد که اگر هر سه در اتخاذ یک تصمیم مدنظر قرار گیرد، آن تصمیم بهینه و به نتیجه مطلوب خواهد انجامید: ▪ رکن اول تصمیم گیری «آگاهی از شرایط موجود و جمع آوری اطلاعات» است. امام علی (ع) در این خصوص می فرمایند: «داناترین مردم کسی است که آینده را بهتر ببیند.» ▪ رکن دوم تصمیم گیری « استفاده از تجارت گذشته» است. امام علی (ع) در این زمینه می فرمایند: «هر کس که از وقایع گذشتگان عبرت بگیرد، بصیرت پیدا می کند و کسی که بصیرت و بینایی یابد قدرت تحلیل و فهم آن را نیز پیدا می کند و آن کسی که فهمید عالم می شود.» ▪ رکن سوم تصمیم گیری نیز «مشورت کردن» است. امام به مالک می فرمایند: «ای مالک، در اموری که واقعیت آنها بر تو روشن نیست دانایان و آگاهان را جمع کن و با آنان به بحث و اقناع بپرداز، آنگاه نظری که مورد اتفاق دانایان مسلمین است را به مرحله اجرا درآور.» و باز حضرت می فرمایند: «هیچ چیز مانند مشورت درستی و حقیقت را آشکار نمی سازد.» اما با چه کسانی باید مشورت کرد؟ امام علی (ع) مالک را از مشورت با چند گروه باز می دارد و می فرمایند: «و بخیل را در مشورت خود راه مده که تو را از نیکوکاری باز گرداند و از درویشی می ترساند و نه نه ترسو را، چون در کارها ناتوانت جلوه دهند و یا آزمند مشورت مکن که ترا به جمع مال از راه ستم تشویق کند، بخل و ستم و حرص غریزه هایی مختلفند که در نهاد اشار جمع شده و همه بدگمانی به خداست.» ۲) گزینش و استخدام یکی دیگر از وظایف مدیر اسلامی، گزینش نیروهای انسانی کاردان جهت سپردن مسئولیت به اوست. امام علی (ع) برای انجام این کار شاخص هایی را توصیه می کند تا بتوان افراد شایسته را انتخاب کرد، این شاخص ها عبارتند از : الف) فریب ظاهرسازی افراد را نخورید: یک مدیر اسلامی باید کاملا متوجه باشد که برای انتخاب افراد تنها به برداشت های شخصی خود تکیه نکند بلکه باید ملاک های گزینش را مدنظر قرار دهد. امام علی (ع) در این زمینه می فرمایند: «نباید گزینش آنها را بر این گمان شخصی خود، که به نظرت خوب آمده یا شخصاَ به آنان خوش بین می باشی، انجام دهی، زیرا افراد با ظاهرسازی و خوش خدمتی نظر مدیران را جلب می کنند در حالی که در ورای آن ظاهر، از خیراندیشی و امانت اثری نیست.» ب) افراد باسابقه
مسعود خوانساری : امام علی (ع) به مالک می فرمایند: «و کسانی را برای مسئولیتها انتخاب کن که با پذیرش هر چه که از رهگذر هوای نفس تو ممکن است برای آنها پیش آید، کمترین کمک را به تو در آنچه خدا بر دوستانش نمی پسندد بدهند.» ی) افراد باظرفیت را برگزین: امام علی (ع) می فرمایند: «کسی را انتخاب کن که نه بزرگی کار، او را از پای درآورد و نه فراوانی کار او را دچار پریشانی و سردرگمی نماید.» ک) افراد دقیق و هوشیار را انتخاب کن: امام به مالک می فرمایند: «از کسانی انتخاب کن که غفلت او باعث آن نگردد که نامه های کارگزارانت را به نظرت نرساند یا از طرف تو در آنچه برای تو می ستاند یا از طرف تو می بخشد نادرست جلوه دهد.» ل) حق گویان را برگزین: امام علی (ع) می فرمایند: «پس آنگاه برگزیده ترین آنان در نزد تو باید حقگوترین آنها در عین تلخی حقایق تو باشد.» ۳) عزل و نصب یکی دیگر از وظایف مهم مدیریت، عزل و نصب است. یک مدیر اسلامی با صداقت و حسن نیت و با توجه به ویژگی های افراد ، آنها را برای تصدی مسئولیتها انتخاب می کند اما چنان که شخص دیگری را یافت که بمراتب بهتر از فرد قبلی از عهده آن مسئولیت بر می آید یا آن فرد برای کار دیگری مناسب تر است و در سمت دیگری بهتر می تواند انجام وظیفه کند باید بی درنگ در انتصاب های قبلی خود تجدید نظر کند و با عزل وی هر کس را در مسئولیت مناسب تر قرار دهد. امام علی (ع) در نامه ای به فرماندار بحرین در جریان تعویضش می نویسند: «من نعمان پسر عجلان زرقی را بر بحرین فرمانروا کردم و تو را بی آنکه بر تو نکوهشی باشد یا سرزنشی، از کار برکنار داشتم. همانا تو وظیفه فرمانداری را نیکو انجام دادی و شرط امانت را به جای آوردی. پس اکنون نه به تو بدگمانم نه توبیخی برایت روا می دانم. نه تهمتی بر تو است و نه گناهی. نزد من آی که برآنم تا با ستمگران شام درآویزم و دوست دارم که در این سفر با من باشی، چه تو از زمره آن مردمی هستی که در جهاد با دشمن و در برپا داشتن ستون دین، از آنان یاری می جویم.» ۴) ترفیع و ارتقاء مدیر اسلامی باید از یک سو مقررات سازمان را به نحوی تنظیم نماید که کلیه افراد امکان داشته باشند با کسب شایستگی های بیشتر و ابزار کارایی در زمینه های بالاتر، مسئولیت های مهمتری را بر عهده گیرند و از سوی دیگر معیار را در نیل به مراتب بالاتر، صرفاَ شایستگی و کارآیی افراد قرار دهد و از هر گونه رابطه گرایی و نورچشمی پروری اجتناب ورزد. امام علی (ع
عزت اله شادی : کنترل=فراگردی است که از طریق آن عملیات انجام شده با فعالیتهای برنامه ریزی شده تطبیق داده می شوند.این فراگرد برای تصحیح مستمر عملکرد سازمان در جهت دستیابی به اهداف سازمانی به کار گرفته می شود و میزان پیشرفت در جهت تحقق اهداف را نشان می دهد.فراگرد کنترل به مقایسه بایدها و هست ها می پردازد و فاصله وضع موجود تا وضع مطلوب را اندازه می گیرد و از طریق آن،می توان فهمید که آیا پیش بینیهای برنامه ریزان صحیح بوده است یا خیر. جناب آقای خوانساری 18 ویژگی که شما به نقل از امام علی (ع) به عنوان ویژگی مدیر بیان فرمودید اینها جزء ارزشهای پذیرفته شده ما مسلمانان و جامعه مسلمانان بوده و در تعریف مدیریت نیز آمده است ولی در کنار اینها باید به شاخص های علمی و تخصصی توجه نمود.ادامه
عزت اله شادی : آقای خوانساری شما بفرمایید تا بنده و همه کاربران واقعا یاد بگیریم و در زندگی روز مره بکار بندیم و آن این است که شما این شاخص ها را")ایمان و تقوا ۲) اعتصام و اعتماد به خدا و نصرت الهی 3)رعایت عدالت و انصاف۴ )پرهیز از غرور و خودپسندی۵ )پرهیز از استبداد و دیکتاتوری 6)دوری از دنیاپرستی و طمع 7 )صبر و شکیبایی 8 )تواضع و حلم 9 ) گشاده رویی10) امانت داری11) ساده زیستی12)خدمت عاشقانه و توجه به محرومین13)پیشگامی در کارها و تسریع در امور مردم14) حافظ بیت المال بودن15) وفای به عهد 16 )متین و ساده سخن گفتن17 )جلوگیری از رواج تملق و عیب جویی و سخن چینی 18 ) تثبیت رویه دیگران" چگونه می سنجید و با چه ترازویی می سنجید و ترازو دست کیست و به چه حق و حقوقی ترازو مثلا و به فرض دست شماست؟ مگر غیر از این است که اینها همگی جزو گوشت و پوست ما و ارزشهای پذیرفته شده فرهنگی جامعه ماست ولی هیچ کس دقیقا نمی تواند بگوید که به فرض بنده چقدر مومنم،چقدر عادلم،چقدر مغرورم،چقدر صبور و شکیبایم،چقدر عاشقانه خدمت می کنم و ..... زیرا اینها مفاهیم نسبی هستند و در انسانهای مختلف در زمان و مکان مختلف فرق می کنند.منتهی هنر ما در عصر حاضر باید این باشد که به پشتوانه این فرهنگ غنی انسانی اسلامی نظام های مدیریتی و کنترلی و نظارتی را چنان طراحی و پیاده سازی کنیم که تقویت کننده این ارزشها در نهاد ها و سازمان ها و جامعه باشد.و الا بدون داشتن سیستمهای قوی علمی و مدیریتی و تخصصی این ارزشها هر روز بیشتر رنگ خواهند باخت و چه بسا عامل سود جویی و فرصت طلبی وسوء استفاده عده ای در جامعه خواهند بود که خود باعث تضعیف ارزشها و بنیان های عقیدتی و مذهبی هم خواهد شد.لذا بنده باز عرض می کنم کسی که واقعا متخصص باشد نه تنها واجد شاخص های علمی و تخصص رشته خود خواهد بود بلکه بطور عملی و نه گفتاری واجد ویژگی های مورد نظر امام علی(ع) هم خواهد بود.زیرا مثلا کسی که گوشه و ذره ای از نظام هستی را درک کند این فرد نمی تواند مغرور،خود پسند،دنیا طلب،مستبد،زور گو و خود حق بداند و دیگران را ناحق.با تشکر
عزت اله شادی : با سلام،مدیریت محترم سراب فردا قبل از دو مورد آخر دو مورد دیگر نیز ارسال شده لطفا یا همه را چاپ کنید یا هیچکدام را در غیر اینصورت بنده بعد از این مشارکت نخواهم کرد.با تشکر *********************************************************************************************************************************************************** سراب فردا: با تشکر از حضور گرم و فعال شمل لطفا مطالب خود را در صورت داشتن حجم بالا از طریق ارسال خبر بفرستید
مسعود خوانساری : جناب آقای شادی .سلام .توصیه میکنم متن کامل نامه مولا علی (ع) را با دقت مطاله نمائید ..یقینا" پاسخ بسیاری از سوالاتتان را خواهید بافت ..
عزت اله شادی : با سلام و عرض ادب خدمت همه کاربران محترم و به خصوص خدمت استاد ارجمندم جناب آقای خوانساری.اطاعت امر خواهد شد،اما استاد بزرگوار امام علی (ع) می فرمایند" فرزند زمان خویش باشید "یعنی به اقتضای زمان و ابزارهای رایج آن زندگیتان را اداره کنید.
علی : اینقدر مطالب تکراری و زیاد نوشته شده که آدم حوصله اش سر می رود من که از وسطهاش ول کردم سعی کنید خلاصه و مفید بنویسید .
مسعود خوانساری : باسلام. دوست عزیز .علی آقا اینکه مطالب تکراری در سایت منعکس شده.قصوری بر بنده حقیر نیست..اما در خصوص توصیه جنابعالی سعی میکنم .انشاءالله .
حسن 2 : تعهد،تخصص می اورد،فردمتعهدبرخودلازم وواجب میداندتااگردرزمینه ایی که تخصص نداردبرای انجام بهتروصحیحتر امورنظرمتخصصان امرراجویاشده ومشورت لازم راداشته باشدنگاه حزب گرایانه به توسعه سراب وانجام بحثهای دهن پرکن که مستمعین هم رغبتی به دنبال کردن ان ندارندچاره کارنیست عمل میخواه ان هم عمل بدون سوءنیت وحزبی وصرفاخالص وفقط برای خداووطن ومردم شهرمان
علی پور : حسن اقا2 : پس ادم متعهد متخصص بهتر از ادم فقط متخصص است چون هرجا لازم باشد چون ادم متعهد است برای مشورت به متخصص مراجعه می کند اما اینکه سخنان اقای پیرانی و سایر نظردهندگان را حزب گرایانه خواندید قبول ندارم سایت سراب فرداتلاش دارد به بهبود وضعیت فرهنگی و اقتصادی سراب کمک کند و مردم هم از این موضوع استقبال می کنند اگر باور ندارید به امار بازدید مردم ازاین مطلب و سایر مطالب سایت نگاه کنید ان موقع متوجه می شوید
مسعود خوانساری : سلام ..دوست عزیز جناب حسن اقای شماره دو ..بنظر من هیچکدام از این مطالب حزب گرایانه و دهن پر کن نیست ..اینکه فرموده اید کسی رغبتی برای دنبال کردن این مطالب را ندارد منطقی نیست . سایر عزیزانی که این مطالب راپیگیری کرده وخوانده اند .که البته به لطف تکنولوژی تعدادشان در ابتدای نوشتار درج شده ًقطعا با رضا و رغبت مطالعه فرموده اند ..و شاید با نظر حضرتعالی موافق نباشند .. خود جنابعالی .اگر مطلب را پی گرفته و خوانده اید جزو همین امار محسوب میشوید .و اگر همانگونه که مرقوم فرموده اید رغبتی برای خواندن نداشته اید پس چگونه نخوانده قضاوت میکنید.انهم بجای همه خداوند جل جلاله اولین کلماتی را که به پیامبر اکرم (ص) وحی فرمود کلمه ( اقرا ) یعنی بخوان بوده است .. تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل.. سپاس.. مسعود خوانساری.
مسعود خوانساری : سلام ..دوست عزیز جناب حسن اقای شماره دو ..بنظر من هیچکدام از این مطالب حزب گرایانه و دهن پر کن نیست ..اینکه فرموده اید کسی رغبتی برای دنبال کردن این مطالب را ندارد منطقی نیست . سایر عزیزانی که این مطالب راپیگیری کرده وخوانده اند .که البته به لطف تکنولوژی تعدادشان در ابتدای نوشتار درج شده ًقطعا با رضا و رغبت مطالعه فرموده اند ..و شاید با نظر حضرتعالی موافق نباشند .. خود جنابعالی .اگر مطلب را پی گرفته و خوانده اید جزو همین امار محسوب میشوید .و اگر همانگونه که مرقوم فرموده اید رغبتی برای خواندن نداشته اید پس چگونه نخوانده قضاوت میکنید.انهم بجای همه خداوند جل جلاله اولین کلماتی را که به پیامبر اکرم (ص) وحی فرمود کلمه ( اقرا ) یعنی بخوان بوده است .. تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل.. سپاس.. مسعود خوانساری.
نظر شما
نام :
پست الکترونیکی :
نظر شما :